تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
رستاخيزى . جمادات به تو فرياد مىزدند كه فرعون براى ابد در دوزخ سر نگون است . نباتات هم با جمادات هم صدا شده مىگفتند : فرعون براى ابد مطرود و مات گشته است . بدتر از اين وقايع را در رؤياهايت ديده‌اى كه از گفتنش شرم دارم . بيم آن دارم كه با باز گو كردن آنها طبع شوم و وارونه در شقاوت تندتر شود . من اندكى به تو اى حق ناپذير ، گفتم ، تا بدانى كه هويت ترا كاملًا مىدانم . تو خود را بكورى و ناديدن مىزدى كه در بارهء آن رؤياها نيانديشى . از نتايج كارت مگريز -
چند بگريزى كه آمد پيش تو كورى ادراك مكر انديش تو
دست از پليدىهايت بردار و اجتناب كن و توبه نما -
كه ز بخشايش در توبه است باز
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 435 | محمد تقي جعفري