تفسير ابيات
اى فرعون احمق ، با كمال تيرگى كه درونت را فرا گرفته بود ، خداوند از روى لطف و احسان خوابهايى را به تو نشان مىداد . با قدرت خويش خوابهايى را كه در آهن تيره وجود تو منعكس مىساخت كه بايد سرانجام به وقوع مىپيوست . بلكه به خود بيايى و ظلم و بدىهايت را تقليل دهى ، تو آن واقعيات را در رؤياها مىديدى و به بدى و شقاوت تو مىافزود نقشها و اشكال و صور ناخوشايند فراوانى را در رويا مىديدى و نمىدانستى كه آن همه نقشها هيولا و قيافه منحوس خود تو بود .
مثل تو همانند آن زنگى زشت است كه روى زشت خود را در آيينه مىديد و زشتى را به آيينه نسبت مىداد .
تو اى فرعون اين جفاها بر روى زشت خود روا مىدارى هم اكنون براى تو آن چه را كه در رؤياهايت ديده بودى باز گو مىكنم : - مىديدى كه لبانت سوخته است ، گاه ديگر مىديدى كه دهان و چشمت بسته شده است .
حيوانى به قصد تو مىآيد .
سرت در ميان دندانهاى درنده قرار گرفته است .
به مستراح افتادهاى .
در سيل تند رو و مرگبار غرق شدهاى .
از بام افتاده و سقوط كردهاى .
دست بسته ، شكنجه سراسر وجودت را فرا گرفته است .
در غل و زنجير بسته شدهاى .
مانند طبل بر سرت مىكوبند .
از آسمان برين و صاف اين ندا را مىشنيدى كه مىگويد . تو شقى هستى .
از كوه ها صدا بلند شده به تو مىگفت : برو كه از ساقط شدگان و اصحاب چپ