تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨

گفتن موسى عليه السلام مر فرعون را كه از من يك پند قبول كن و چهار فضيلت عوض بستان

( ( 2509 ) ) هين ز من بپذير يك چيز و بيار پس ز من بستان عوض آن را چهار ( ( 2510 ) ) گفت اى موسى كدام است آن يكى شرح كن با من از آن يك اندكى ( ( 2511 ) ) گفت آن يك كه بگويى آشكار كه خدايى نيست غير از كردگار ( ( 2512 ) ) خالق افلاك و انجم بر علا مردم و ديو و پرى و مرغ را ( ( 2513 ) ) خالق دريا و كوه و دشت و تيه ملكت او بىحد و او بىشبيه حافظ هر چيز و هر كس هر مكان رازق هر جانور اندر جهان هم نگه دارندهء ارض و سما هم پديد آرندهء گل از گيا مطَّلع او بر ضمير بندگان حاكم و جبار بر گردن كشان اوست بر هر پادشاهى پادشا حكم او را يفعل الله ما يشا ( ( 2514 ) ) گفت اى موسى كدام است آن چهار كه عوض بدهى مرا بر گو بيار ( ( 2515 ) ) تا بود كز لطف آن وعدهء حسن سست گردد چار ميخ كفر من ( ( 2516 ) ) بو كه ز ان خوش وعده هاى مغتنم بر گشايد قفل كفر صد منم ( ( 2517 ) ) بوكه از تأثير جوى انگبين شهد گردد در تنم اين زهر كين ( ( 2518 ) ) يا ز عكس جوى آن پاكيزه شير پرورش يابد دمى عقل اسير ( ( 2519 ) ) يا بود كز عكس آن جوهاى خمر مست گردم بو برم از ذوق امر ( ( 2520 ) ) يا بود كز لطف آن جوهاى آب تازگى يابد تن شورهء خراب ( ( 2521 ) ) شوره‌ام را سبزه‌اى پيدا شود خار زارم جنت ماوى شود ( ( 2522 ) ) بوكه از عكس بهشت و چار جو جان شود از يارى حق يار جو ( ( 2523 ) ) آن چنان كز عكس دوزخ گشته ام آتش و در قهر حق آغشته ام ( ( 2524 ) ) گه ز عكس نار دوزخ هم چو مار گشته‌ام بر اهل جنّت زهر بار ( ( 2525 ) ) گه ز عكس جوشش آب حميم آب ظلمم كرده خلقان را رميم
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 438 | محمد تقي جعفري