تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
همچنين مىكرد با خود نذرها كز چنين ورطه اگر يابم رها دامن عاقل بگيرم روز و شب تا نيفتم در چنين رنج و تعب

آيه

« كُلَّما أُلْقِيَ فِيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ ؟ . قالُوا بَلى قَدْ جاءَنا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنا وَقُلْنا ما نَزَّلَ الله مِنْ شَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِي ضَلالٍ كَبِيرٍ 67 : 8 - 9 . » ( 1 ) ( هر وقتى كه دسته‌اى از كفار بجهنم انداخته مىشوند مأموران جهنم از آنان مىپرسند ، مگر ابلاغ و تهديد كننده‌اى به شما نيامده بود ؟ مىگويند بلى ، ابلاغ و تهديد كننده بما آمد ، ولى ما آنان را تكذيب كرديم و گفتيم خداوند چيز نفرستاده است شما نيستيد جز غوطه وران در گمراهى بزرگ . )

روايت

« موتوا قبل ان تموتوا » ( 2 ) ( بميريد پيش از آن كه از دنيا برويد ) . توضيح اين روايت سند معتبرى ندارد ، ولى مضمونى را كه گويندگان اين جمله در نظر دارند ، مىتوان از آيات و روايات استفاده كرد . آن مضمون عبارت است از ميراندن نفس اماره ( خود طبيعى ) و مهار كردن آن . مضمون ديگرى هم مىتوان از جملهء فوق در نظر گرفت كه آن هم صحيح است . مقصود از مردن پيش از مرگ ، جوش داشتن و علاقه به مرگ به عنوان پلى براى عبور به لقاء إله مىباشد .

تفسير ابيات

آن ماهى نيم عاقل موقعى كه از سايه و پيروى ماهى عاقل محروم گشته بود ، با خويشتن چنين گفت كه آن ماهى عاقل به دريا رهسپار شد و آزاد گشت و چنان رفيق نجات بخش از دست من رفت . حالا ديگر در بارهء او نبايد بيانديشيم و بايستى در فكر خود باشم . راه نجاتم اين است كه خود را مرده نمايم و شكمم را روى آب بر آورده
هامش
( 1 ) سوره الملك آيه 8 و 9 . .
( 2 ) المنهج القوى ، ج 4 ، ص 313 . .