آيه
« وَاَلنَّجْمِ إِذا هَوى . ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَما غَوى . وَما يَنْطِقُ عَنِ اَلْهَوى . إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى 53 : 1 - 4 » . ( 1 ) ( سوگند به ستاره ( آيات قرآنى ) كه به طور متفرق به پيامبر سرازير مىشود ، صاحب شما ( پيامبر ) گمراه و منحرف نشده است و از روى هوى سخن نمىگويد : نيست اين قرآن مگر وحيى كه به او وحى مىشود ) .
توضيح
- ضحاك و مجاهد و كلبى مىگويند : مقصود از نجم آيات قرآنى است كه به طور متفرق به پيامبر نازل مىشد ابن عباس و مجاهد در نظريهء ديگرش مىگويند مقصود ستارهء ثريا است كه در موقع سحر غروب مىكند . طبرسى در مجمع البيان با بيتى كه از ابو ذويب هذلى نقل مىكند ، نجم را به معناى ثريا گرفته است . نظريهء ديگر در بارهء نجمى كه در آيهء فوق مورد سوگند واقع شده اين است كه مجموع ستاره ها است كه به جهت اهميت طلوع و غروب مورد قسم واقع شدهاند . » عَبَسَ وَتَوَلَّى . أَنْ جاءَه اَلأَعْمى . وَما يُدْرِيكَ لَعَلَّه يَزَّكَّى 80 : 1 - 3 . . . » ( 2 ) ( چهره اش در هم شد و روى گردانيد موقعى كه نابينا نزد او آمد ، تو چه مىدانى شايد او تزكيه نفس خواهد كرد ) . توضيح - آيات مربوط به داستان عبد الله بن ام مكتوم را در سورهء عبس در مجلدات گذشته تفسير كردهايم مراجعه شود . » وَلَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَاِزْدَادُوا تِسْعاً 18 : 25 » ( 3 ) ( اصحاب كهف در مغارهء خود سيصد سال توقف نموده نه سال هم بر آن افزودند ) .