تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
از درون خويشتن جو چشمه را تا رهى از منّت هر ناسزا

روايت

عن امير المؤمنين عليه السلام :
رايت العقل عقلين فمطبوع و مسموع و لن ينفع مسموع إذا لم يك مطبوع ( 1 ) (

عقل را بر دو گونه ديدم : عقل طبيعى و عقلى كه از شنيدنىها و گفتنىها به وجود مىآيد . عقلى كه پروردهء شنيدنىها است بدون عقل طبيعى سودى نمىبخشد ) . « الاحمق عدوى و العاقل صديقى » ( 2 ) ( احمق دشمن من است و آدم عاقل دوست من )

تفسير ابيات

پيامبر اكرم فرمود : هر كس كه احمق است ، او دشمن ما و غول راه زن انسانيت است . بالعكس ، خردمندان جان ما و روح و نسيمهاى هستى آنان گل و ريحان ما است . اگر عقل به انسان دشنام بدهد بايد به آن دشنام رضايت داشته باشد ، زيرا عقل هر چه باشد ، فيضى از فياضيت الهى است و بىترديد صلاحى در كار است ، و لذا دشنامش بىفائده نبوده ، مهمانيش بىسفره نمىباشد . اگر آدم احمق حلوا بر دهانم بگذارد ، آن حلوا براى من تب خواهد آورد آگاه باش و -
اين يقين دان گر لطيف و روشنى نيست بوس كون خر را چاشنى
بىهوده سبيل و بينى ترا گنده و متعفن سازد و همچون ديگى كه جامهء آدم را
هامش
( 1 ) ديوان منسوب به امير المؤمنين عليه السلام . .
( 2 ) شرح مثنوى انقروى ، ج 4 ، ص 216 . .