تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
در خاك رفتگان ، موقعى كه آب حيات وحى الهى به اين مرده برسد ، از خاك مرده سر بيرون مىآورد و زنده مىشود . مادامى كه از آب حيات وحى برخوردار نشده است تو فريب طول عمر نفس را مخور . برو بانگ و آوازى را دنبال كن كه هرگز خاموش نمىگردد و آن تابش خورشيد را جستجو كن كه غروبى ندارد . آن همه هنرهاى دقيق و قال و قيلهاى حرفه‌اى مانند قوم فرعونند كه رودخانهء نيل مرگ محو و نابودشان خواهد ساخت . رونق و طمطراق و سحرهاى فرعونى اگر چه خلايق را برده وار به سوى خود جذب و جلب مىكند ، جز سحرهاى باطل و نمودهاى بىاساس آنها كه در مقابل عصاى مرگ ناتوانند چيز ديگرى نيستند . عصاى موسى همهء جادوها را لقمه‌اى كرد همانند روز كه وقتى كه آغاز شود شبى را كه جهانى را تيره كرده بود نابود كرده و مىبلعد ولى از خوردن آن چيزى به آن افزوده نشده و بر همان ماهيت خود باقى مىماند . فعاليتهاى ما وراى طبيعى از حقايقى سرچشمه مىگيرد كه -
در اثر افزون شد و در ذات نى ذات را افزونى و آفات نى
به همين دليل است كه ذات خداوندى با ايجاد خلق نمىافزايد ، اگر از اول از صنعتى بر كنار بود ، پس از آفرينش هم بر كنار است ولى با خلق موجودات ، آثار خداوند بيشتر شد و اين با افزايش خود او متفاوت است ، اظهار خداوند و پيدايش صفات و اعمال او تنها زياد شدن آثار اوست ، اگر ديديد يك ذات و حقيقتى با ايجاد اثر تغيير پيدا كرد و افزايشى بر او راه يافت بدانيد كه آن ذات حادث بوده و معلول علتها مىباشد در اينجا نكته بجاى باريك رسيده است ، در اين گونه مقالات دقيق توجه و دقت بيشترى داشته باش .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 257 | محمد تقي جعفري