را كه در بيرون مىبينى اثر ، اثر اوست . آن همه باغها و سبزه ها از جان آدمى است كه سر ميكشد و در آب روان هستى منعكس مىشود ، اين كه در آب مىبينى عكس لطف باغها و ميوه هايى است كه در قلب آدمى مىرويد . مگر نمىدانى كه خداوند دنيا را دار الغرور معرفى فرموده است ، علتى جز اين ندارد كه آن چه در عالم خارج ديده مىشود ، عكسى از جريانات دل آدمى است -
اين غرور آن است يعنى اين خيال
هست از عكس دل و جان رجال
همهء مردم معمولى فريب اين پديده هاى منعكس در خارج را خورده و گمان مىكنند كه جنتكده حقيقى جهان طبيعت خارجى است ، با اين فريب و گمان -
مىگريزند از اصول باغها
بر خيالى مىكنند آن لاغها
اما روزى فرا خواهد رسيد كه از خواب غفلت سر بردارند و واقعيتها را آن چنان كه هست دريابند ، ولى اين نظر و دريافت كه در پايان كار نصيبشان خواهد گشت سودى نخواهد داشت . از همين غلط انديشى و خطا كارى است كه اگر گوش هوش به گورستان فرا دهى نعرهء وا حسرتاى آن در خاك رفتگان را كه روز رستاخيز طنين انداز است ، خواهى شنيد .
اى خنك آن را كه پيش از مرگ مرد
يعنى او از اصل اين رز بوى برد