( ( 1285 ) ) در گذر از صورت و از نام خيز
از لقب وز نام در معنى گريز
( ( 1286 ) ) پس بپرس از حدّ او وز فعل او
در ميان حد و فعل او را بجو
كار هر كس نيست هين در كش زمان
مسجد اقصى بساز و كن تمام
شد تمام القصه مسجد نى فتور
بُد سليمان زائر و مسجد مزور
تفسير ابيات
اگر ديوى خود را سليمان ناميد و ملك سليمانى را تصاحب و مملكت را در مقابل خود رام نمود ، او سليمان حقيقى نبوده بلكه -
صورت كار سليمان ديده بود
صورت اندر سر ديوى مىنمود
مردم با آن فطرت پاكشان حقيقت را دريافته مىگفتند : اين سليمان صفايى ندارد و سليمانى كه پيش از اين ديده بوديم با اين سليمان شما خيلى فرق دارد ، تفاوت ميان اين دو تفاوت ميان بيدارى و خواب و آن دو وزير حسن نام است كه در داستان گذشته شرحى از حالشان را گفتيم .
ديو براى اغوا و فريب دادن مردم مىگفت كه خداوند متعال به شكل من صورت زيباى سليمانى ، ديوى را آراسته بود ( سليمان واقعى ) تا با آن صورت نيكويش شما را به تور بياندازد .
اگر آن ديو سليمان صورت نزد شما آمده و ادعايى كند ، مبادا كه گول ظاهرش را بخوريد ، هرگز به ادعايش اعتبارى مدهيد .
ديو از روى مكر و حيله اين سخنان را مىگفت ، ولى دلهاى پاك مردم عكس گفتار او را در دل خود احساس مىكردند مردمى را كه داراى قدرت تميز و تشخيصاند ، نمىتوان ببازى گرفت ، مخصوصاً كسانى كه تميز و تعقل آنان با عالم غيبى پيوندى داشته باشد .
سحر و جادو و ظاهر سازىها ناتوانتر از آن است كه پردهاى روى بينايى درونى اهل دل بكشد .