تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
( ( 1294 ) ) اين نجوم و طب وحى انبياست عقل و حس را سوى بىسوره كجاست ( ( 1295 ) ) عقل جزئى عقل استخراج نيست جز پذيراى فن و محتاج نيست ( ( 1297 ) ) جمله حرفتها يقين از وحى بود اوّل او ليك عقل آن را فزود

آيا دانشهاى بشرى مستند به پيامبران است ؟

اگر كسى چنين ادعايى داشته باشد كه آغاز علم از انبياء بوده و بشر به وسيلهء آنان به گسترش و تعمق در علم موفق شده است ، ادعاى خلاف منطق نكرده است ، زيرا - ما جز به نام عدهء محدودى از پيامبران به وسيلهء كتب آسمانى و اوصياى پيامبران آشنايى نداريم . بعضى از منابع اسلامى براى تاريخ بشرى در حدود صد و بيست و چهار هزار پيامبر سراغ داده است اگر شمارهء مزبور را به طول تاريخ ميان سپيده دم علم تا زمان پيامبر اسلام ، تقسيم كنيم ، خواهيم ديد كه اسناد هسته هاى اصلى علوم به پيامبران الهى در آن مدت ، اسناد خلاف منطق نيست . به اضافهء اين كه بعضى از پيامبران داراى شعاع كار محدودى در جامعهء خود بوده‌اند و مانند بعضى از پيامبران مشهور شخصيت آنان جهانى نبوده است به طورى كه تمام جزئيات كار آنان را تاريخ به عهده بگيرد . همچنين مىتوان گفت : آموزشهاى ما وراى طبيعى انسانها كه بعدها تاريخ نويسان مخلوط سحر و جادو و كهانت نموده ، همهء آنها را با يك مقولهء اسرار آميز تفسير كرده‌اند ، در همان دوران خود آموزشهاى الهى پيامبران بوده است كه با گذشت روزگاران در تاريكىهاى ابهام فرو رفته است . به علاوه مورخين علم و دانش ، هنگامى كه از آغاز و بروز علوم و صنايع در
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 160 | محمد تقي جعفري