تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
موسى آن كليم خوش خطاب هر چه را كه در مدت صد روز با زحمات زياد مىساخت ، هارون آن را در يك دم ويرانش مىكرد . هواى نفس تو مانند هارون است كه در درونت به راه زنى راه خدا مشغول و دائماً مىخواهد بر عقل تو پيروز شود . موقعى كه ناصح ربانى به تو پند مىدهد ، هواى نفسانى آن پند و اندرز را با فنون زيركانه نقشه‌اى مىنمايد كه اثبات كند كه آن اندرز بصلاح تو نيست و مىگويد -
كاين نه بر جاى است هين از جا مشو نيست چندان با خود آ شيدا مشو
واى به حال پادشاهى كه چنين وزيرى داشته باشد ، جاى اين گونه پادشاه و وزير دوزخ آتشين است . شاد باد آن سلطانى كه وزيرى چون آصف بن برخيا داشته و همواره خير انديش سلطان بوده باشد . وقتى كه پادشاه دادگرى با وزير خير انديش هماهنگ و دمساز شود ، معناى نور على نور تحقق مىپذيرد ، شخصى مانند سليمان پادشاه باشد و مانند آصف وزيرش ، اين است نورى بالاى نور و عنبر بالاى عبير عطر آگين . و بالعكس ، وقتى كه پادشاهى چون فرعون و وزيرى چون هامان قرين هم شوند ، نتيجه‌اى جز بد بختى براى مردم نخواهد داشت . من كه در طول زندگانيم از مردم پست جز شقاوت و بد بختى نديده‌ام ، اگر تو در جايى ديدى فورا سلام مرا هم به او برسان . شاه مانند جان و وزير مانند عقل است ، وقتى كه عقل فاسد شود روح را دگرگون خواهد ساخت . فرشتهء عقل مانند هاروت است كه سحر آموز صدها طاغوت مىباشد . هشيار باشيد عقل جزئى نظرى را براى خود وزير نكنيد ، بلكه‌اى سلطان جان برو بسراغ عقل كل و بر كشور وجود خود وزيرش بساز . هوى و هوس نفسانى را وزير سلطان جان ننماييد زيرا شما را از نماز كه معراج جان شما است باز مىدارد . اين هواهاى نفسانى پر از حرص و آز است و تنها حال را مىبيند او آينده را هرگز براى انسان مطرح نمىسازد ، در صورتى كه عقل عاقبت بين است و فريب
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 154 | محمد تقي جعفري