تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
( ( 1260 ) ) كاين هوا پر حرص و حالى بين بود عقل را انديشه يوم الدين بود ( ( 1261 ) ) عقل را دو ديده در پايان كار بهر آن گل مىكشد او رنج خار ( ( 1262 ) ) كه نفرسايد نريزد هر خزان باد هر خرطوم اخشم دور از آن ( ( 1263 ) ) ور چه عقلت هست با عقل دگر يار باش و مشورت كن اى پدر ( ( 1264 ) ) با دو عقل از بس بلاها وارهى پاى خود بر اوج گردونها نهى

آيه

« . . . نُورٌ عَلى نُورٍ يَهْدِي الله لِنُورِه مَنْ يَشاءُ 24 : 35 . . . » ( 1 ) ( نورى روى نور ، خداوند هر كس را كه بخواهد به نور خود هدايت مىكند ) « أَوْ كَظُلُماتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاه مَوْجٌ مِنْ فَوْقِه مَوْجٌ مِنْ فَوْقِه سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ 24 : 40 . . . » ( 2 ) ( يا مانند ظلماتى در درياى ژرف و پهناور كه موجى از بالا او را بپوشاند و باز هم موجى بر بالاى آن و از بالاى موج ابرى ، ظلماتى كه بعضى بالاى ديگر قرار گرفته است ) .

تفسير ابيات

فرعون تبه كار هم مانند آن پادشاه كه مىخواست به شاعر ، وجود و احسان نمايد ، بارها درمقابل گفتار و دلايل و معجزات موسى تسليم شد ، زيرا كلام موسى چنان شيرين و دلنشين بود كه از سنگ جامد شير بيرون مىآورد . ولى فرعون استقلال راى نداشت و با وزيرش هامان بمشورت مىپرداخت و هامان آن پليد سخت جان از گرايش فرعون به موسى جلوگيرى مىكرد . هامان بفرعون مىگفت : تو تا كنون سلطنت كرده‌اى ، حالا مىخواهى بندهء محقر يك آدم ژنده پوش شوى ؟ سخنان هارون مانند سنگى كه با فشار و نيروى منجنيق رها شود ، مىآمد و بر شيشهء درون فرعون اصابت مىكرد و از هم مىپاشيد .
هامش
( 1 ) سوره النور ، آيهء 35 . .
( 2 ) سوره النور ، آيهء 40 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 153 | محمد تقي جعفري