عقل پنهان است و ظاهر عالمى
صورت ما موج يا از وى نمى
هر چه صورت مىوسيلت سازدش
آن وسيلت بحر دور اندازدش
. . .
صورت از معنى چو شير از بيشه دان
يا چو آواز و سخن ز انديشه دان
اين سخن و آواز از انديشه خاست
تو ندانى بحر انديشه كجاست
ليك چون موج سخن ديدى لطيف
بحر آن دانى كه باشد هم شريف
چون ز دانش موج انديشه بتاخت
از سخن و آواز او صورت بساخت
از سخن صورت بزاد و باز مرد
موج خود را باز اندر بحر برد
صورت از بىصورتى آمد برون
باز شد كانّا إليه راجعون
بيت شماره 3 حضور تمام امواج حس و عقل آدميان را در پيشگاه ربوبى گوشزد مىكند .
در بيت شمارهء 4 تضاد امواج احساسات و عواطف و ساير پديده هاى روانى را مطرح نموده است ، در ابيات ديگرى مثنوى طرق گوناگونى را براى هماهنگ ساختن و بارور نمودن امواج متضاد درونى پيش نهاد مىكند . تعبير امواج در بارهء پديده هاى روانى ، با قطع نظر از مشاهدات فيزيولوژيكى بسيار جالب است ، واقعا موقعى كه در درون خود بتامل مىپردازيم ، به خوبى درمييابيم كه موجودى روانى ما ، مانند قطعات سنگ و چوب خشك نيستند ، اگر چه در موقع تصور عقلانى انعكاسى مانند قطعات خشك و جامد مىنمايند ، ولى اين انعكاس مولود تصوراتى است كه در ذهن آدمى به وسيله ى تجريد صورت مىگيرد ، چنان كه ماشين عكاسى هواپيماى جت را كه با هزار كيلو متر سرعت در فضا حركت مىكند ، ساكن و بىحركت منعكس مىكند .
و شايد به همين جهت است كه روان شناسان دورانهاى متاخر پديده هاى روانى را از مقولهء كميت معمولى بر كنار دانسته و آنها را با كلمهء كيفيت تفسير مىكنند .
بيت شماره 5 عظمت امواج روانى را كه با امواج طوفانى درياهاى طبيعى قابل