تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
آن آب خوردن روزگار گذشته مانند رحمت الهى بود كه بر غضبش سبقت دارد و با همان رحمت بود كه انسانها را براى آزمايش آماده ساخت . سرمايهء وجود هر موجود ، رحمت الهى است كه بر قهرش سبقت گرفته است ، تا سرمايه هستى را بر آنها ببخشايد . آن لذت ديروزى كه موجب روييدن گوشت و پوست بوده است ، براى اين بود كه امروز عشق دوست محبوب را بجاى بياورد . از همان خداى تقاضاگر قهرها بسراغ تو خواهد آمد ، باشد كه تو همان سرمايه اندوخته را تقديمش كنى ، پس از آن كه سرمايه هستى را در طبق اخلاص دربار گاهش نهادى ، بار ديگر لطف يزدانى بسراغت مىآيد ، تحسينت مىكند و مىگويد ، آرى : تو موجوديت خود را از كثافات و لجنهاى ماديات شستشو كردى و از جويبار خيالات طبيعى بر جستى . كدبانو به نخود مىگويد : تو در بهاران مواد غذايى را چريدى ، امروز همان مواد ميزبان رنجها و آلام تو گشته است . اين مهمانان روح پرور را بپذير و مقدمشان را مبارك بدان ، زيرا كه اين مهمانان ناخوش آيند از پيش تو در حال سپاس گزارى بر مىگردند و ايثار و بخشش تو را پيش خداوند بزرگ باز گو خواهند كرد . اگر اين محنتها و ناگوارىها را تحمل كنى ، بجاى رسيدن به نعمتهاى مورد انتظار به خود منعم خواهى رسيد ، در اين وقت است كه همهء نعمتها بر تو رشك خواهد ورزيد . من همان ابراهيم خليلم تو اى پسر نازنينم ، بيا سر در مقابلم بر زمين گذار ، زيرا در عالم رويا ديده‌ام كه تو را ذبح مىكنم . با دلى آرام سر به پيش اين قهر يزدانى بگذار تا گلوى ترا اسماعيل وار ببرم ، اما اين حقيقت را بدان ، سرى كه با لبه ى شمشير الهى بريده شود ، سرى است كه ما فوق بريده شدن و كشته شدن است . مقصودم از اين مطلب اى مسلمان عزيز ، تعليم و تربيت تست . اى گرويدهء كيش پاك اسلام در جستجوى تسليم به خواستهء خدايت باش .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 95 | محمد تقي جعفري