انسان و براى برداشتن زنجير گرانبار خود خواهى از دست و پاى روح مورد تربيت ، بايد دواى تلخ توبيخ و تهديد به كار برده شود ، بلكه همچنين تازيانهاى كه شعلهء عشق و كمال از ضربه هايش زبانه خواهد كشيد بايد تجويز شود .
امروزه ادبيات غرب و شرق ما همه و همه پر از بيان طرق ناز كشيدن و به به گفتن به انسانها مخصوصاً نسل جديد است . كسى پيدا نمىشود بگويد كه آقايان عزيز ، منتظر چه هستيد و از جان انسانها چه مىخواهيد ؟ مگر همه اين ناز كشيدنهاى بىاصل و به به گفتنهاى رياكارانهء شما به پوچى زندگى انسانهاى امروز مخصوصاً نسل جديد نيانجاميده است ؟ بس كنيد ، بگذاريد انسانها با طبيعت سالم و روح پر تحرك به راه خويش بروند ، بگذاريد اگر چه با تجويز داروهاى تلخ اين اسپرها و اوولهاى تورم يافته به تولدهاى واقعى خود برسند .
تفسير ابيات
براى ارزيابى موجوديت و طريق شدنهاى تكاملى ، اين مثال را بشنو و در اين راه از بلاها و ناراحتىها روى گردان مباش . در باره نخودى كه در ديگ مىجوشد و مىجهد و در مقابل آتش ناتوان گشته است با دقت بنگر . اين موجود در هر لحظهاى كه مىجوشد ، صدها خروش بر سر ديگ بر مىآورد . و با كدبانو مىگويد : - كه چرا آتش به من در مىزنى چون خريدى چون نگونم مىكنى ؟ كدبانو بدون اين كه گوش بداد و فرياد نخود بدهد كف گير بر او مىزند و مىگويد : تو اشتباه مىكنى ، هم اكنون به جوش و از اين آتش خود را بر كنار مكن ، من ترا از آن جهت كه براى من ناخوش آيندى نمىجوشانم ، بلكه براى آنست كه ذوق و مايهء خود را دريابى و به صورت غذاى گوارا در آيى و سپس با جان من در آميزى ، آيا آماده كردن تو براى ورود در حوزه جان آدمى براى خوار كردن و پستى است ؟ تو در روزهاى گذشته در بستان سبز و خرم آبها خوردهاى ، خوردن آن آبهاى گوارا براى آتش امروزت بوده است .