انسانها كه مولود وراثت و محيط است سرچشمه مىگيرد . روان شناسان و روان كاوان و روان پزشكان اين بازيگرى را كاملًا مىشناسند و روى آن بررسىهاى مهمى را صورت مىدهند .
دو بازيگرى ديگرى داريم كه مانند دو بازيگرى فوق ثبات و دوامى ندارد و آن دو بقرار زير است :
بازيگرى درجهء سوم
- در مواردى است كه روان يا قواى دماغى آدمى به يك موضوعى وابسته است كه آن موضوع تمام نيروهاى درونى را تحت الشعاع قرار داده و از فعاليتهاى طبيعى انها جلوگيرى مىكند ، مانند محبت و عداوت و عشق و كينه و بهت و حيرت و لذت و الم و غير ذلك . اين پديده ها هر يك بمقتضاى خود ، روان يا قواى مغزى را تحت سيطره قرار داده عينك مخصوص به ديدگان انسانى مىزند كه تماشاگرى او را به بازيگرى مبدل مىسازد .
بازيگرى درجهء چهارم
- موقعى است كه يك عامل خارجى ديگر پا در ميان مىگذارد و رمز ابهام انگيزى از آن واقعيات را كه بوسيله سه درجه بازيگرى ، سه پردهء ضخيم روى آن كشيده شده است در روان انسانى ايجاد مىكند ، اين رمز ابهام انگيز كه نزديك را دور و دور را نزديك مىسازد ، همان موسيقى و سماع است كه در اغلب دورانها و جوامع دامن گير بشر بوده است اين چه اصرار بىمورد است كه انسانها در پوشانيدن واقعيات روا مىدارند ؟ هيچ كس نمىداند .
انسان گاهى با خود مىانديشد كه اگر در تمدنهاى بشرى اين وسيلهء تخدير وجود نداشت ، سطح فكر بشرى در واقع جويى و نيرومندى به كجا مىرسد ؟ اما آنان كه مىگويند : امروزه موسيقى در معالجه بيماران روانى مورد بهره بردارى قرار مىگيرد مطلبى است كه بعضى از روان پزشكان گواهى مىدهند و مىتواند جنبهء دوا بودن موسيقى را براى ضرورتها اثبات كند .