محتوى بوده ، و تنها با شكل خوشايندش خيالات انسانى را تحريك مىكند ، تحول واقعى در انسان به وجود آورده شود ؟ اگر شما به اشخاص احمق و كسانى كه از نيروى انديشه و تعقل محرومند ، صدها هزار آهنگ پر معنى و زيبا بنوازيد ، چه تأثير مثبت در آنان ايجاد خواهد كرد ؟ در نتيجه براى بثمر رسانيدن تعليم و تربيت مجبوريم قواى دماغى و خود روان را تقويت كنيم نه خيالات و تجسيمات پا در هوا را . موضوع ديگرى كه بايد جدا و با اهميت مورد بررسى قرار گيرد ، اين است كه اين داروى مسكن ( در حد اكثر ) نه به افزايش عقل انسانى كمك مىكند و نه موقعيت او را در روابط اجتماعى و ارتباط با مجموع هستى روشن مىسازد ، و با قطع نظر از نوسانات و ارتعاشات اعصاب در سمت متضاد انديشه در واقعيات كه خود مسلماً آثار منفى به دنبال دارد ، احساس نوازش ظريف از موسيقى و سماع مانند احساس نوازش آن نسيم هم نيست كه به اعضاى جسمانى انسان مىوزد زيرا نسيم نوازشگر اعضاى آدمى را مىنوازد و براى خود مىرود ، در صورتى كه موسيقى با روان انسانى سر و كار دارد و حتى اگر مطابق فعاليتهاى مثبت روان نيز نواخته شود ، از اعتبار واقعى 2 2 و منعكس ساختن آن در ذهن كسى كه آن را مىداند به قرار دادهاى اعتبارى متوسل شويم . وقتى كه ضرورت جبرى يك واقعيت را بما اثبات كرده است نه تنها نيازى به وضع قرار داد و پيمان وجود ندارد ، بلكه من انسانى كه بسيار قابل انعطاف است ، براى اثبات و تحقق واقعيت مفروض اعتبار و قرار داد را مستند خود قرار مىدهد و خود آگاه يا ناخود آگاه واقعيت محقق را ناديده مىگيرد .
آن دلايلى را كه در اول اين مبحث براى دفاع از موسيقى و سماع نقل كرديم مىتوانيم با ملاحظات فوق مورد انتقاد و تحليل قرار بدهيم . كسى كه مىگويد موسيقى چاشنى روح است ، اين مطلب را در نظر نمىگيرد كه ارواح ادمى كه در شعله هاى انحراف از واقعيتها مىسوزد ، چه نتيجهاى از تحريك خيالات و رؤياهاى غير
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 549
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٤٩