تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
معبود تو ( خورشيد ) غايب است . اگر تو از روى صدق و حقيقت به پيشگاه الهى خم شوى -
« وارهى از اختران محرم شوى »
و موقعى كه توانستى بمقام شامخ محرم بودن نائل گردى لب گشوده با تو سخنها خواهم گفت و آفتاب نيم شب را به تو نشان خواهم داد . مشرق خورشيد الهى را جايى جز روانهاى پاك نيست ، براى طلوع آن آفتاب شب و روز تفاوتى نمىكند . ملاك واقعى روز و شب در آن قلمرو و با عظمت در اين است كه اگر خورشيد الهى در روان پاك طلوع كند ، هميشه روز خواهد بود ، در آن هنگام كه بارقهء آن آفتاب در دل مرد الهى فروزان شود ، شب تاريك پردهء ظلمانى خود را بر مىچيند . ذرهء بىمقدار در مقابل آفتاب چه نمايش وجودى مىتواند داشته باشد ، خود خورشيد هم در مقابل انوار الهى و تابش آنها همان نمايش وجودى را خواهد داشت همان آفتاب كه در موقع درخشندگى چشمان آدمى را حيران و خيره مىسازد ، در مقابل نور عرش مانند ذرهء ناچيز است . ولى همين آفتاب كه در مقابل آن نور خوار و حقير به نظر مىآيد به امر خداوند سبب بينايى چشمان ماست . اين عطاى خداوندى همان كيمياست كه اثر ناچيزى از آن ، به دود بىارزش مىافتد و از همان دود ستاره‌اى مىسازد . آرى كيمياى نايابى است كه نيم تابشى از آن به تاريكى زد و آفتابى را از آن تاريكى به وجود آورد . ميناگرى شگفت انگيزى است كه با يك كار چندين خاصيت مختلف در ستارهء زحل ايجاد نموده است . به همين مقياس اى طالب حق و حقيقت ، ساير گوهرهاى جان و ستارگان را درياب . حال كه اين ديده گان حتى در مقابل آفتاب زبون است ، برو ديدهء ربانى پيدا كن -
( ( 596 ) ) تا زبون گردد به پيش آن نظر شعشعات آفتاب با شرر
آن نظر الهى نور و اين ديدهء حسى آتش است ، نور كجا و آتش كجا ؟ آتش در مقابل نور بسيار تيره و تار است .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 504 | محمد تقي جعفري