تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦

نمىتواند هيچ چيز را از روى اعتدال انجام دهد ؟ » چنين مىگويد : « من اطمينان دارم و اميدوارم كه بشر حد وسط را خواهد آموخت و بعقيدهء من نهايت لزوم را دارد و اين عمل كاملًا ممكن است . من اين پيش گويىهاى تاريك را كه در جريان آن هستيم به عنوان يك وحى منزل انجيلى تلقى نمىكنم ، من اميدوارى زياد ندارم . » ( 1 ) نظير اين جملات را شما مىتوانيد در اذهان هر انسان آگاه و هشيار در هر دوره و در هر سيستم اجتماعى بخوانيد . اين وضعى كه براى موجود انسانى مشاهده مىشود ، ناشى از جهل و نابينايى او نبوده است ، لذا اين كه راسل و امثال ايشان مىگويند : « اميدوارم كه بشر حد وسط را خواهد آموخت » بدون تامل همه جانبه گفته شده است زيرا حد اقل بشر از آغاز تمدنهاى بيست و يكگانه حد وسطهاى فراوانى را در مسائل اقتصادى و حقوقى و اخلاقى و اجتماعى و سياسى آموخته بوده و مىدانسته است ، مخصوصاً از دوران رنسانس به اين طرف خيلى از حد وسطها را به دست آورده است ، آيا او توانسته است نه به مقدار دانايىهاى خود در بارهء حقايق ، بلكه يك صدم آن را در متن حيات فردى و اجتماعيش پياده كند ؟ آيا او معناى عدالت را و لو به طور نسبى و به اندازه و كيفيت محصول دورانش نمىدانسته است ؟ آيا او معناى حق و باطل و كمال و نقص و شركت همهء انسانها را در لذايذ و آلام و آرمانها و لو به طور نسبى مربوط به دورانش نياموخته است ؟ پس كو تطبيق اين حد وسطها ؟ اگر انگيزه ها و تبشير و تهديدات دينى تحريك انسانها را به عمل و پياده كردن اين دانسته ها به عهده بگيرد ، آيا عقول آدمى را تخدير كرده است ؟

هامش
( 1 ) برتراند راسل افكار خود را بيان مىدارد . راسل - وايت بخش مذهب . .