تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥

تمام مسائل مورد بحث افلاطون امروز هم مطرح است . مع ذلك ميان نظريات سياسى قديم و جديد تفاوت عمده‌اى وجود دارد . چون ما با قديمىها در يك قضيه كه آنها همگى در آن اتفاق داشتند ، اختلاف نظر داريم . در آن دوران بردگى محور استدلال نظريات سياست مداران بود ، امروز محور استدلال سياست مداران موضوع آزادى است . در ان دوران بردگى ، افكار نافذ در تطبيق اصول بردگى بر حقايق سادهء احساسات اخلاقى و روشهاى اجتماعى با مشكلات مواجه مىشد . امروزه تحقيقات اجتماعى ما در تطبيق دادن عقيدهء ما راجع به آزادى با دسته‌اى ديگر از حقائق واضحه‌اى كه بهت آور و تطبيق ناپذير بوده و فقط به عنوان ضرورت وحشى تنفر آور تصور مىشوند دچار اشكالاتى مىگردد . با اين اوصاف ، آزادى و مساوات با اختلاطى از اوصاف معيوب كه در دنبال دارد ، محور استدلال افكار سياسى جديد را تشكيل مىدهد . در حالى كه بردگى براى پيشينيان محور استدلال مشابهى بود با اختلاط به اوصاف معيوب آن . » ( 1 ) عبارت زير را هم از متفكر مزبور توجه فرماييد تا برويم به اصل مطلب خودمان . او مىگويد : « طبيعت بشرى آن چنان پيچيده و گره خورده است كه ارزش آن برنامه كه روى كاغذ براى تنظيم اجتماع نوشته مىشود ، در نزد مرد حاكم با ارزش همان كاغذ باطل شده هم مساوى نيست . » ( 2 ) در پاسخى كه برتراند راسل از سؤال وايت در بارهء اين كه « چرا بشر هرگز

هامش
( 1 ) ماجراهاى ايده ها ، آلفرد نورث وايتهد ، ص 22 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 31 . .