توضيح اجمالى در بارهء اين كه آيا اديان جنبهء تخديرى دارند ؟
اولًا ما بايد توضيح مختصرى در بارهء موجوديت روانى انسان و پديدهء دين بيان كنيم و سپس اين مسئله را مطرح كنيم كه آيا اديان براى جوامع انسانى افيون و مخدر است يا نه .
شايد براى كسانى كه كم و بيش مطالعات شايسته در بارهء انسان دارند ، اين حقيقت اثبات شده است كه :
1 - انسان موجودى است كه در كرهء خاكى به وجود آمده و از آغاز زندگى اجتماعيش دست به تلاش و تكاپوهاى پى گير زده و همواره تكامل و ترقى در روابط خود با طبيعت و انسانها را ايده آل خود تلقى نموده و در اين نيت و تكاپو به موفقيتهايى هم نايل شده است .
2 - هرگز ديده نشده است كه هيچ انسان آگاه و هشيار در هر جامعهء پيش رفتهاى هم كه تصور شود ، وصول نوع انسانى را حتى به آن مطلق كه از نظر جهان بينى نسبى مىباشد ، بپذيرد ، زيرا موقعى كه تاريخ كهنسال بشرى را تا امروز ورق مىزنيم مىبينيم اكثريت افراد بشر با ناكامىهاى گوناگون حركت كرده و به زندگى خود ادامه دادهاند .
ناكامى انسان از دستوراتى كه اوپانيشادها و بودا به رياضت مىدهد ، تا انسان موجود ناشناخته قرن بيستم به خوبى روشن مىشود .
شما مىتوانيد محروميت انسانها را از تحصيل سيستمهاى ايده آل زندگانى دسته جمعى از دوران بردگى تا كنون ، در عبارت زير مطالعه كنيد اين عبارت از آلفرد نورث وايتهد متفكر بسيار معروف مغرب زمين است :
« در خصوص اختلاف نظرهاى سياسى دنياى باستانى هنوز تا كنون چيزى حل و فصل نشده است .