تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
هماهنگى طبيعى وجود داشته باشد كه بتواند احتياج طرفين را در اين پديده حياتى بر طرف سازد .

2 - هماهنگى روانى

اين هماهنگى دامنه بسيار گسترده و عوامل فوق العادهء مهمى دارد كه حتى با تاليف مجلداتى چند هم نمىتوان از عهدهء تحليل و تركيب آنها بر آمد . با يك نظر دقيق چنان كه در بالا گفتيم به دست آوردن هماهنگى كامل و صد در صد ميان مرد و زن مسلماً يكى از محالات است كه شبيه به متحد ساختن مثبت و منفى است ، بدون ايجاد حالت سوم و تغيير در معناى مطلق آن دو . هيچ يك از آمار بازىها و اصطلاح بافىها و خود نمايىهاى علمى نمىتواند اين حقيقت را بپوشاند كه روانهاى آدميان چه مرد و چه زن هرگز از همه جهات با يكديگر آن تناسب و هماهنگى را نخواهد ديد كه در شعر گويىهاى رياكارانهء ما وجود دارد ، زيرا موضوع وراثتها محيطها و عناصر سازندهء شخصيت و استعداد درونى و هوش و حافظه و انديشه و احساسات و عواطف نمىگذارد دو انسان مانند دو قالب يك روح باشد . اين كه محبت و عشق مىتواند از يك عامل ناچيز به وجود بيايد و هزاران واقعيتها را ناديده بگيرد ، موضوعى است كه همهء متفكرين آن را پذيرفته‌اند . انسانهايى كه ادعاى هماهنگى كامل و صد در صد روانى ميان خود و همسران خود مىكنند ، يا شوخى مىكنند و يا معناى هماهنگى را نمىفهمند و يا موضوع محبت و عشق كور كورانه در كار است كه همهء اختلافات و ناهماهنگىها را حذف مىكند . بنا بر اين هماهنگى كامل مرد و زن از نظر روانى هم به افسانه شبيه تر از واقعيت است .