تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
گاهى مسائل و اغراض مخصوصى كه موضوع زيبايى را تحت الشعاع قرار مىدهد موجب به وجود آمدن زناشويى مىگردد و با گذشت زمان تدريجاً آن مسائل و اغراض تأثير و تحريك خود را از دست مىدهد و اهميت زيبايى كم كم بروز مىكند و زندگانى زناشويى را تلخ مىسازد . گاه ديگر ممكن است ، موضوع زيبايى در نظر طرفين يا يكى از آن دو عوض شود و آن چه را كه ديروز زيبا مىديدند ، امروز زشت احساس كنند . 3 - مسئلهء شخصيت در رابطهء زناشويى فوق العادهء اهميت دارد . جوامعى كه هنوز در موضوع شخصيت محاسباتى دارند و بدوران حيوانى بر نگشته‌اند ، اهميت خاصى به شخصيت قائلند . اين مسئله به دو موضوع تقسيم مىگردد : موضوع يكم - شخصيت خود زن كه مىتوان گفت نه تنها در بقاى رابطهء زناشويى مهم است ، بلكه حتى در تحرك جنسى كه يك فعاليت طبيعى است اثر بسزايى دارد . براى يك راد مرد با شخصيت زنى كه دچار تبه كاريهاى خود فروشى است ، يا جنايت بدون عذر از او سر زده است اگر چه زيباتر از كلئوپاترا باشد ، جالب نبوده ، و نمىتواند دل و شخصيت خود را به زن مفروض بسپارد . موضوع دوم - شخصيت فرزندان است كه تا كنون بمنزلهء دامنهء شخصيت پدران محسوب مىشوند . به عبارت مختصرتر فرزند يعنى پدر و مادر در جريان طبيعت كه به عنوان جزء جدا از موجوديت طبيعى پدر و مادر بروز كرده است . تفاوتهاى ديگرى ميان رابطهء جنسى و توالد حيوانات و انسانها وجود دارد كه از تفصيل مشروح آن خوددارى مىكنيم .

هماهنگى زن و مرد در ازدواج چه معنا دارد ؟

ممكن است دو حيوان با يكديگر رابطهء جنسى بر قرار كنند و پس از لحظات انجام كار جنسى هرگز يكديگر را نبينند ، ولى موضوع ازدواج نه تنها با سه موضوعى كه به طور مختصر بحث كرديم ، بالاتر و گسترده تر و پيچيده تر از مجرد برقرارى رابطه جنسى است ، بلكه سپرى كردن عمر براى مرد و زن در صدها و هزاران