تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤

« ضعيف » ، « لفى خسر » « هلوع » ، « ظلوم » ، « كفار » . اين اوصاف مربوط به طبيعت مادى انسان است كه همواره ميل به نزول دارد در عين حال در آيات ديگر ، چه متصل به آياتى كه اوصاف فوق در بارهء انسان آمده است و چه جدا از اين گونه آيات ، به طور صريح استثناء مىآورد و مثلًا مىگويد : « إِلَّا اَلَّذِينَ آمَنُوا » 103 : 3 . ( مگر كسانى كه ايمان آورده‌اند ) بدين جهت مىتوانيم بگوييم كه ظلوم و جهول در آيهء امانت براى متوجه ساختن انسان به همان طبيعت مادى او و براى بيدار ساختن اوست كه تو اى انسان ، داراى چنين طبيعت تيره و خود خواه هستى كه همواره ظلم پيشه و زمينهء حياتت نادانى است . متوجه باش كه امانت بزرگى به تو داده شده است . ( 1 ) شايد مقصود حافظ از كلمهء ديوانه در بيت ذيل همين معنى باشد كه ما متذكر شديم -

آسمان بار امانت نتوانست كشيد قرعهء فال به نام من ديوانه زدند
يعنى با اين كه انسان از جهت تبعيت از غرايز حيوانى و غوطه ور شدن در كشاكش تمايلات مانند ديوانگان است ، [ زيرا مهار عقل و وجدان را در بارهء غرايز و تمايلات نمىپذيرد ] با اين حال امانت بزرگ الهى را پذيرفته است مسئلهء پنجم - در حمل و بجا آوردن اين امانت سترگ فراز و نشيبها و سنگلاخهاى پر پيچ و خم زندگانى طبيعى ، اغلب انسانها از پاى در مىآيند و به زانو مىافتند ، اين همه تشويق و تحريك به توجه و نيايش و تعديل غرايز حيوانى در منابع اسلامى براى حفظ اين امانت بوده است :
راه او را به دو توان پيمود بار او را به دو توان برداشت آن بار كه از بردن آن عرش ابا كرد با قوّت او حامل آن بار توان بود
هامش
( 1 ) تفسير روح البيان ، شيخ اسماعيل حقى بروسوى ، ج 9 ص 249 و 250 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 234 | محمد تقي جعفري