تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١

« قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَسَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ » 21 : 69 . ( 1 ) ( گفتيم : اى آتش ، خنك و سالم باش به ابراهيم ) . « فَأَلْقى عَصاه فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ » 7 : 107 . ( 2 ) ( پس موسى عصاى خود را انداخت ، ناگهان اژدهاى آشكارى گشت ) « إِنَّا مُرْسِلُوا اَلنَّاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاِصْطَبِرْ . وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ اَلْماءَ قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ » 54 : 27 - 28 . ( 3 ) ( ما ناقه را براى آزمايش آنها مىفرستيم ، در انتظار عكس العمل آنان باش و بردبارى كن و به آنان اطلاع بده كه آب را دو قسمت كنند ( روزى براى ناقه و روزى براى خودشان و در نوبت هر يك ، ديگرى حقى ندارد ) .

توضيح

- داستان ناقهء صالح چنين است كه قوم صالح از او خواستند كه از يك سنگ ناقهء سرخ عشراء ( شتر ماده‌اى كه از آبستنى او ده يا هشت ماه بگذرد و به وضع حملش نزديك شود ) بيرون آورد و آن ناقه بزايد و سپس برود از آب رودخانه شان بخورد و بر گردد و به همان مقدار آب ، شير بانها بدهد . و چنين شد .
( ( 4672 ) ) كرد فضل عشق انسان را فضول زين فزون جويى ظلوم است و جهول

امانتى كه به آسمانها و زمين عرضه شد و انسان داوطلب حمل آن شد

در تفسير آيهء فوق نظريات مختلفى در ميان مفسرين به وجود آمده است ، ما از بيان و تفصيل آن نظريات در اين مورد خوددارى مىكنيم و مسائلى را براى توضيح آيه مطرح مىكنيم :
هامش
( 1 ) سوره الانبياء ، آيهء 69 . .
( 2 ) سوره الاعراف ، آيهء 70 . .
( 3 ) سوره القمر ، آيهء 27 ، 28 . .