تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
نهايى آنان دوزخ است ، دوزخ بازگشتگاه بدى است ) . بنا بر اين مقصود از ضعف در روايت به قرينهء « اگر سوگند به خدا بخورند ، بان سوگند عمل مىكنند » ناتوانى در مقابل تعهدات و مسئوليتهايى است كه پذيرفته‌اند . مسلم است كه وفا به تعهدات و عمل به طبق مسئوليتها از مهمترين موانع قدرت نمايىهاى ضد اصول و تعهدات مىباشد . همچنين در مقابل توصيف اهل دوزخ به خشونت و نخوت و تكبر ، معلوم مىشود كه منظور از ضعيف ، فروتنى و شكيبايى و متانت است ، نه ناتوانى و بد بختى كه در صورت اختيار ، روش ضد مشيت الهى است كه فرموده است : ايمان باعث عزت و شوكت انسانى است .
( ( 4565 ) ) اى كه تو بر خلق چيره گشته اى در نبرد و غالبى آغشته اى ( ( 4566 ) ) آن به قاصد منهزم كردستشان تا تو را در حلقه مىآرد كشان

دست انتقام الهى به وسيلهء وجدان آگاه تاريخ بشرى و مجارى طبيعت هر حلقه‌اى را كه بوسيله بىداد گران پيروزمند به دست و پاى ناتوانان بسته مىشود ، دير يا زود باز مىكند و زنجير گرانبارى به سنگينى جهان هستى به دست و پاى ارواح آن بىدادگران مىبندد .

ديده گان ظاهر بين بشرى به همان اندازه كه به پى گردى و مشاهدهء سنتهاى جاريه تنازع در بقا عشق مىورزد ، از ديدن قوانين ما فوق طبيعت كه در عرصهء طبيعت در جريان است ، ناتوان و روىگردان مىگردد . اگر هم گاهگاهى بارقه‌اى از آگاهى وجدانش به ديده گان او راه يابد ، فورا دست به كار تاويل مىشود و سنت هلنهاى ناپلئونها را به اشتباه و خطا كارى آن ابر سياه مستند مىسازد كه پاسى از شب گذشته سراغ فضاى واترلو را مىگيرد و شكست ناپلئونها را حتمى مىسازد . اين را نمىدانند كه
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 202 | محمد تقي جعفري