تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
اولين ( نزديكترين ) آسمان است . بنا بر اين وجود شش آسمان ديگر از ما وراى آسمان اولين را با هيچ روش علمى نمىتوان انكار كرد .

مسئلهء سوم

- شياطينى وجود دارند كه مىخواهند از سطح طبيعى كرات فضايى به ما وراى طبيعى آنها نفوذ نموده و از تسبيح و تقديس كر و بيان ملكوتى آگاه شوند و به اصطلاح ماجرا جويى كنند . اين موجودات پليد مانند ضدى به موجودات پاك و مقدس ( فرشتگان ) مىنگرند و مىخواهند تا قدرت دارند با فساد و پليدى خود آن موجودات مقدس را هم آلوده كنند .

مسئلهء چهارم

- بعضى از ستارگان از حركات و نفوذ شياطين به ما وراى طبيعت جلوگيرى مىكنند . ممكن است چنين گمان برود كه كرات سماوى بان عظمت كه درنظم عمومى كيهانى قرار گرفته‌اند ، نمىتوانند به عنوان وسيلهء طرد شياطين فعاليت كنند . اين يك گمان سطحى است ، زيرا در صحنهء طبيعت مىبينيم : موادى وجود دارند در عين حال كه براى خود حقايقى هستند كه در نظم طبيعت زمينى فعاليت مىكنند ، ضمنا ضد ميكرب هم هستند و اين وظيفه را هم به عهده دارند كه با ميكربها مبارزه و آنها را نابود بسازند . آتش يا الكل دو حقيقت طبيعى هستند كه تابع قوانين مربوط و منشا اثرهاى وجودى خويشند در عين حال مىتوانند ميكربهايى را هم كه مضرند نابود بسازند .

تفسير ابيات

اين جملات را اسيران بسته در زنجير آهسته به يكديگر مىگفتند ، به اين علت كه مبادا مأمور آن سخنان را بشنود و با اعتراض و سختگيرى نمايد و سپس اين سخنان را به گوش پيامبر برساند ، اگر چه اين سخنان را مأمور پيامبر نمىشنيد ، اما گوش
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 187 | محمد تقي جعفري