تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
ميل و عشق آن شرف را سوى آن زين يحب را و يحبون را بدان
و اگر معشوق فردى از انسان باشد ، اگر جنبهء معشوق بودن انسان روح انسانى وابسته به روح ملكوتى او باشد ، باز مرتبه‌اى از همان محبت كه گفتيم براى او وجود دارد و اگر جنبهء معشوق بودن انسان زيبايى روى و ظاهرى او بوده باشد ، صحت نكته‌اى كه جلال الدين متذكر شده است مشكوك ، بلكه در اغلب موارد واقعيت ندارد ، زيرا عشقهاى مجازى چنان كه به جهت نبودن مقتضيات و وجود موانع طبيعى و انسانى با شكست مواجه مىگردد ، همچنين به جهت بىاعتنايى معشوق و بىخيالى او در بارهء عشق عاشق ، از بين مىرود .

تفسير ابيات

حال كه هر جزئى از اجزاء بدن جوياى اصل خويش و ورود در حوزهء منبع خود مىباشد ، بنا بر اين حال اين جان عزيز در دوران هجران از كانون اصيل خود چگونه خواهد بود ؟ جان آدمى كالبد خود را مخاطب قرار داده : -
( ( 4435 ) ) گويد اى اجزاى پست فرشىام غربت من تلختر ، من عرشىام
ميل و گرايش بدن مادى به سبزه ها و آب روان است زيرا كه اصول و ريشه هاى خود را از آنها دريافته است ، اما گرايش جان به حيات جاودانى و خالق حيات است ، زيرا كه يك روح لا مكانى ريشهء اساسى اوست ، لذا به طور كلى : -
( ( 4438 ) ) ميل جان در حكمت است و در علوم ميل تن در باغ و راغ است و كروم ( ( 4439 ) ) ميل جان اندر ترقى و شرف ميل تن در كسب اسباب علف
شرافت و عظمت آن پديده هاى ملكوتى ميل و عشقى جز به جان آدمى ندارد . اين عشق ورزى ملكوتى را مقدمه‌اى به يحبهم و يحبونه بدان . بگذاريم و بگذريم زيرا : -
( ( 4441 ) ) گر بگويم شرح اين بىحد شود مثنوى هفتاد من كاغذ شود
خلاصه گفته هايم اين است كه هر كسى كه در اين دنيا از نعمت جويندگى برخوردار
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 164 | محمد تقي جعفري