- چنين مىگويند كه اگر كسى به خدا اعتقاد داشت ، مىتواند كه به يك كوه فرمان دهد تا از جاى خويش حركت كند و آن حركت خواهد كرد . ( 1 ) - يك خدا نشناس و زنديق ، خواه شما بپسنديد و خواه نه ، روى پلهء ما قبل آخر نردبانيست كه به ايمان كامل منتهى مىگردد ( از اين پله بالا مىرود يا نه ، مسألهاى ديگر است ) ، حال آن كه آدم بىقيد و بىتفاوت و سهل انگار هيچ ايمانى ندارد جز يك ترس بىمورد و ناپسند و اين امر هم بندرت اتفاق مىافتد ، زيرا لازمست كه طبعى حساس داشته باشد . ( 2 ) - اگر گمان مىبريد كه مىتوانيد بر نفس خويش ببخشاييد ، و اگر خواهيد سزاوارى اين بخشايش را به وسيلهء درد و رنج به دست آوريد ، آن گاه كاملا مومن خواهيد بود . چگونه توانستيد بگوييد كه به خدا ايمان نداريد ؟ ( 3 ) او انجيل را نشان داد . تيخون با رقت و دل سوزى گفت : - در پاسخ تان ، شما را به نكتهاى بشارت مىدهم : اگر موفق شديد كه بر نفس خويش ببخشاييد ، مسيح هم شما را مىبخشايد . . . آه نه ، نه ، حرفم را باور مكنيد من كفر و ناسزا گفتم ، حتى اگر نتوانستيد با نفس خويش آشتى كنيد ، حتى در اين هنگام هم به علت درد و رنجهايتان ، او بر شما مىبخشايد ، چون اراده اش بر اين تعلق گرفته است . . . زيرا در قوهء تكلم انسانها براى بيان و توضيح همهء راهها و همهء دلايل « برهء خدا » ، « كه روزى بر ما آشكار و برملا خواهد شد » ، آن چنان كه بايد و شايد ، نه كلمات وجود دارد و نه تصاوير ، زيرا بر غير مدرك كه مىتواند دست بيابد ، لا يتناهى را كه مىتواند درك كند ؟ ( 4 ) خداوند به نخستين كوشش و فدا كارى شما توجه مىكند و آن را در نظر مىآورد
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 66
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦٦
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ج 2 ص 428 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ج 2 ص 431 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ج 2 ص 479 . .
( 4 ) همان مأخذ ، ج 2 ص 480 . .