تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
كتب مقدس اصطلاح شده است . اين همان روح زندگى و چشمهء آب حياتست كه انجيل يوحنا به خشكيدن آن ما را تهديد مىكند . به قول فلاسفه‌اى كه اين كمال مطلوب را با اصل اخلاقى يكسان مىدانند ، اين همان اصل زيبايى و خير مطلق است . من ، اين كمال مطلوب را به طور ساده « جستجوى خدا » مىنامم . هدف هر جنبشى در باطن هر ملتى و در هر دوران هستى و زيستاش ، فقط و فقط جستجوى خدا است ، خدايى كه مختص همان ملت باشد و مانند يك خداى واقعى و واحد به او ايمان آورد . خدا شخصيت مجسم تمام افراد يك ملت است [ ] تمام ملتها يا تعداد زيادى از آنان هرگز يك خداى مشترك نداشته‌اند هر كدام ، خدايى مختص به خودشان را دارند ، هنگامى كه خدايان ميان چند ملت مشترك باشند ، اين علامت انحطاط و زوال است وقتى كه ملتها خداى مشترك داشتند مىميرند و با آنها اعتقاد به خدا و همچنين خود ملتها هم مىميرند . هر چه بيشتر خداى يك ملت مختص آن ملت باشد ، آن ملت قوىتر است . هرگز ديده نشده است كه ملتى مذهب نداشته باشد ، يعنى بدون تمييز و تصور ذهنى خير و شر باشد . هر ملتى در بارهء اين دو موضوع ، تمييز و تصور ذهنى مخصوص به خودش را دارا است . هنگامى كه اين تمييز و تصور ذهنى ، بين تعداد زيادى ملتها مشترك شد ، ملتها مىميرند و آن گاه حتى تمييز بين خير و شر از بين مىرود و نابود مىشود . هرگز عقل نتوانسته است خير و شر را توصيف كند و حتى نتوانسته است بين خير و شر تمييز قائل شود و اگر هم در اين راه كوشيده است ، بطريق تخمين و تقريب بوده است عقل ، بر عكس بطريقى شرم آور و نامعقول ، آن دو را هميشه با هم اشتباه كرده و در هم