- دوست عزيز ، حقيقت واقع هميشه باور نكردنى و عجيب به نظر مىآيد اين نكته را مىدانيد ؟ براى اين كه مردم حقيقت را باور دارند و عجيب نيابند ، بايد اندكى چاشنى دروغ و افسانه به آن در آميخت . مردان بزرگ هميشه چنين كردهاند شايد در اين ماجرا چيزى نهفته باشد كه ما درك نمىكنيم . ( 1 ) بهتر آن مىبود كه از ان چشم مىپوشيدم و شخصيت واقعى خود را حفظ مىكردم ، اين طور نيست ؟ در دنيا هيچ چيز موذيانه تر از اين موضوع وجود ندارد كه انسان شخصيت واقعى خود را حفظ كند ، هيچ كس اين نكته را باور ندارد . ( 2 ) من هم گاهى بفكر خودكشى افتادهام ، اما عقيدهاى دارم كه از خودكشى تازه تر و مترقىتر است : جنايتى را ، يا بهتر بگويم ، يك عمل زشت بسيار شرم آور و مخصوصاً مضحكى را مرتكب شدن ، تا در ياد مردم باقى بماند و هزار سال بعد باز هم به گور شما تف بيندازند و شما را بزشتى ياد كنند در صورتى كه با خود كشى يك گلوله به شقيقه خود خالى مىكنيد و ديگر هيچ چيز براى شما وجود ندارد ، از من مىپرسيد كه آن گاه براى شما چه نفعى در بر دارد كه مردم هزار سال بشما لعنت بفرستند و دشنام دهند ؟ هان ؟ » كيريلوف » پس از تفكر گفت : - اين را « يك فكر مترقى و نو » مىناميد ؟ - من نمىنامم . . . هنگامى كه به تفكر پرداخته بودم ، يك فكر و انديشه كاملا نوى را احساس كردم . . . » كيريلوف » سخن او را بريد : - شما « فكر و انديشه » اى را احساس كرديد ؟ بسيار خوب . از روز ازل افكار و انديشه هايى وجود دارند كه ناگهان كاملا نو و تازه جلوه مىكنند . اين درست
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 59
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٩
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 205 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 210 . .