منتخباتى از تسخير شدگان - تاليف داستايوسكى
بالاخره بايد توجه داشت كه اين لحظهء مورد بحث ما ، از لحظاتى بود كه تمام هستى و وجود او را در بر مىگرفت و ناگهان گذشته و حال و شايد آينده را در خود متمركز مىكرد . ( 1 ) هر چه قدر يك انسان بد بختتر باشد يا هر چه يك ملت فقيرتر و تو سرى خورتر ، به همان اندازه اميدوارتر است كه در بهشت جزا و پاداش بيابد ، اگر به اين نكته يك صد هزار كشيش را بيفزاييم كه وقت خود را بر اين مصروف مىدارند تا اين اميدها را در دلها زنده كنند ، آن گاه « نيكلاى وسولودويچ » را هم مىتوان در رديف آنان شمرد . ( 2 ) وانگهى ، ديده شده كه ابلهان ، بر اثر يك درد واقعى و حقيقى ، فرزانه شدهاند ، مسلم باز هم براى مدتى كوتاه اين خاصيت درد و رنج است . ( 3 ) آنان خوشبختاند ، آنان فاتحاند آه بله . درست مانند « بايرون » وانگهى ، اين جا صحبت از نثر است چه عزت نفس حساس و پستى را دارا هستند چه تشنگى مبتذل دارند تا در اطراف و جوانب اسم خود هياهو راه بيندازند و چيزى را در اين جهان به نظر نياورند ، مگر اسم خود را . . . آه چه مسخره هايى من فرياد كشيدم « رحم داشته باش ، واقعا قصد دارى كه وجودت را وقف بشريت كنى و خود را براى جانشينى مسيح آماده كنى ، » او خنديد ، او بسيار خنديد ، او زياد خنديد لبخند مسخرهاى داشت . مادرش چنين لبخندى را نداشت . او همچنان خنديد ( 4 )