تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦

قابل ستايش و اصول شرافت و صداقت تمايل غريبى يافته‌اى و از اين كه جامعهء ما تابع اين احساسات لطيف نمىگردد و تنها از مقررات خشك و طريق عقل پيروى مىكند شكوه ها دارى دل جوانان هم بمثابهء آسمان بهار پيوسته در تغيير و تبديل است . ( 2 ) شاه زاده تبسم كنان گفت : تصديق كنم هر گاه مىخواستم شما را بفريبم همان راهى را كه گفتيد اختيار مىكردم . عقل و درايت شما را ستايش مىكنم ، لكن هر شخصى كه كسى را متهم مىكند بايد دلايل محكم براى تاييد اتهامات خويش اقامه كند . ( 3 ) من خودم اين ترديدها را ناشى از آن مىدانم كه وجدانم پاك نيست و گر نه در اراده‌ام پا فشارى مىكردم . ( 4 ) اگر به فرض ممكن شود روزى هر يك از ما پرده از روى انديشه هاى مخفى خود بر دارد و بدون آن كه كسى بيم داشته باشد بتواند آن چه را در دلش مىگذرد افشاء كند و مخصوصاً آن چيزهايى را كه حتى از گفتنش بنزديكترين دوست خود امتناع دارد آفتابى نمايد ، باور كنيد دوست عزيز من ، جهان چنان آلوده و كثيف خواهد شد كه تمام ما يك سره به هلاكت خواهيم رسيد . بنا بر اين مىبينيد مراسم ظاهرى در تعارفات مصنوعى و آداب معمولى ما تا چه اندازه گرانبها است و به طور كلى آداب و رسوم و تعارفات ظاهرى يك نوع آرامش و راحتى براى آدمى توليد مىكند . ( 5 )

هامش
( 2 ) همان مأخذ ، ص 254 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ص 255 . .
( 4 ) همان مأخذ ، ص 309 . .
( 5 ) همان مأخذ ، ص 328 . .