مقاومت نكردن آن در مقابل كارد گرفته تا ساير پديده هاى طبيعى و روانى قاتل كه همه و همه در پهنهء طبيعت و قوانين آن مورد مشيت خداوندى است ، تسليم هدايت و خواستهء خداوندى است .
آن چه كه باعث معصيت و جنايت و طغيان آدم جنايت كار است ، چيزى كه به خود او مستند است و مقصود از خود او همان شخصيت انعقاد يافتهء اوست كه وسايل علم به بد و خوب و قدرت مقاومت در مقابل ارتكاب زشتى و نداى وجدان و عقل سليم را در اختيار دارد و با داشتن اين همه وسايل دورى از جنايت ، دست به جنايت مىزند ، اين جنايت به خود او مستند مىباشد . انسان در اين نقطه تبه كار مىشود و گنهكار مىگردد . و همان حقايق بىطرف را كه خداوند به او عنايت فرموده مانند كالبد مادى و نيروهاى طبيعى و روانى و رويدادها و نتايجى كه مىتوانستند ، عالىترين موقعيت را به خود بگيرند ، بلجن كشيده و آنها را وسيلهء عذاب الهى قرار داده است .
جلال الدين مىگويد :
مسجد و طاعاتشان خود دوزخ است
پاى بند مرغ بيگانه فخ است
هست زندان صومعه دزد لئيم
كاندر آن ذاكر شود حق را مقيم
مطلب دوم - آيا دوزخ معبد گنهكاران است ؟
اگر مقصود از دو بيت فوق همانست كه در مطلب يكم گفتيم كه همهء اجزاء جهان هستى و مجموع آن در همه حال مشغول تسبيح و عبادت خداوند است ، مطلب صحيحى است ، و اما اگر مقصود جلال الدين از مسجود بودن دوزخ همان معناى معمولىاش باشد درست نيست ، زيرا دوزخ به معناى عمومىاش سقوط در عذاب و فراق از رحمت و لقاء الله است ، كه نتيجهء مجسم زشت كارى انسانى است . مطلب سوم - مىگويد :
آدمى را هست در هر كار دست
ليك از او مقصود اين خدمت به دست
ما خلقت الجن و الإنس اين بخوان
جز عبادت نيست مقصود از جهان