تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤
كتابى را در نظر بگيريد كه محتوياتش عالىترين مسائلى است كه براى بشريت عرضه شده است . همين كتاب را شما مىتوانيد به جاى بالش زير سر گذاشته ، بخواب فرو رويد ، و مىتوانيد براى گرم شدن به بخارى انداخته بسوزانيد ، براى اين كه لباستان خاك آلود نشود ، مىتوانيد بگذاريد روى خاك و خود در روى آن بنشينيد ، با اوراق همان كتاب مىتوانيد كثافت مقعد خودتان را تميز و پاك كنيد و به دور بيندازيد آيا امكان اين كارها در بارهء كتاب مفروض مىتواند منطق واقعى خود كتاب و محتويات آن را منحرف ساخته و حقيقت آن را از ارزش بيندازد ؟ متأسفانه گروهى از متفكرين وقتى كه مىبينند : اكثريت انسانها را همين افراد تشكيل مىدهند يعنى با ديدن انعطاف پذيرى انسانها به پديده ها و كارهاى پست ، استدلال به پوچى زندگى آنان مىكنند اينان واقعاً مردم ساده لوحى هستند ، زيرا منطقى كه مورد حمايت آنها است ، از امكان قرار دادن جمجمه هاى انسانهايى مانند هوگو و اينيشتين و تولستوى و ماكس پلانك در ميان آجرهاى ديوار جايگاه دامدارى خوك ، به پوچى افكار و انديشه هاى جهان بين و انسان ساز آنان استدلال مىكنند ما با اين اشخاص حتى يك كلمه هم سخن نخواهيم گفت ، جز اين كه از آنان خواهش كنيم كه آقايان عزيز ، لطفا شما برويد اولا وجود خودتان را اثبات كنيد ، سپس بياييد به بينيم : سخن شما چيست و از كتاب پر معناى انسان و جهان چه مىخواهيد و چرا اين دو جلد كتاب را به جاى بالش به زير سر مىگذاريد و به خواب گران نفهمى فرو مىرويد ؟

مطلب سوم - عبادت هدف زندگى انسانى است چه معنا مىدهد ؟

در گذشته اشاره كرديم كه تعريف مفهوم عبادت و منحصر ساختن آن ، در اعمال و حركات مخصوصى كه از روى عادت و يا انگيزه هاى ناچيز صورت مىگيرد ، آن چنان نابه جا و غلط است كه تعريف انسان و منحصر ساختن عظمت و امكانات او ،