2 - جنبهء ما وراى طبيعى موجود - مقصود از جنبهء ما وراى طبيعى اين نيست كه مشمول قوانين عالم هستى نيست ، بلكه مقصود اين است كه هر موجود در مقابل رويهء طبيعى رويهاى به خدا دارد ، مانند رويهء سطحى ذهن و پديده هاى روانى كه به عرصه طبيعت وابسته است و رويهء غير سطحى آن كه به « من » مربوط است . هر موجودى از آن رويهء مربوط به خدا ، اختيارى دارد كه داراى يك معناى بسيار عمومى است . مثلًا اختيار در انسان حقيقتى است ، در حيوان حقيقت ديگر ، و در روييدنىها مفهومى است ، در جمادات مفهوم ديگر . اسناد اختيار به همهء موجودات از نظر علمى و فلسفى امكان ناپذير نمىباشد .
اين مطلبى است كه از مونادهاى ( اتمهاى زنده ) چوردانو برونو گرفته ، تا امكان قوانين طبيعى اميل بوترو مىتواند تأييدش كند .
از اين بيانات روشن مىشود كه آيهء « و ما خلقت الجن و الإنس الا ليعبدون » دائما و در همه حال تحقق پيدا كرده است .
اين كه بعضى از انسانها از جنبهء مقررات رسمى و خود آگاهانه معصيت كار و طغيانگراند ، اگر نسبت گيرى انجام بدهيم ، در مقابل موجودات مطيع جهان هستى كه حتى تمام انسانها را از نظر موجوديت طبيعى شان هم شامل مىشود . خواهيم ديد : اين نسبت آن قدر ناچيز است كه مىتوان گفت : نسبت عدد محدود بعدد بىنهايت مىباشد . بلكه با يك نظر دقيق تر حتى پليدترين و طغيانگرتر زشتترين معصيتى كه انجام مىدهند ، روابط و پديده ها و مقدمات و نتايج طبيعى همان كار زشتشان در عرصهء هستى تسليم قوانين الهى است .
فرض كنيم : يك آدم تبه كار سر يك كودك بىگناه را مىبرد . بريدن سر كودك از معدن آهن كه منشا وجود آمدن تيغهء كارد بوده است تا كارى كه در مراحل مختلف روى آهن نقش بسته . تا كاردى بوجود آمده است ، گرفته تا قدرت بازوى قاتل جنايت كار و مساعدت فضا و زمان و مكان به جنايت مزبور ، و از نرمى گلوى كودك و
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 581
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٨١