تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
هم از آن سو جو جواب اى مرتضى كاين سؤال آمد از آن سو مر تو را
پس مجبوريم برويم بسراغ وسيله‌اى كه پاسخ ما را در بارهء فلسفه و هدف زندگى از همانجا كه سرازير شده است به دست به ما بدهد . براى اقدام بايستى به حكم عقل هماهنگ با وجدان ، اولا به كتاب الهى ( قرآن ) رجوع كنيم ، به بينيم : حيات و هدفش در آن كتاب چگونه مطرح شده است . لذا اولا - آيات قرآنى را در اين مسئله مورد مطالعه قرار مىدهيم :

حيات در افق قرآن

براى توضيح هدف زندگى از ديدگاه قرآن ، بايد خود حيات را در افق قرآن مورد توجه قرار داد . حيات در اين كتاب الهى با جنبه هاى مختلفى مطرح است . پيش از آن كه به بيان آن جنبه ها بپردازيم اين مقدمه را در نظر مىگيريم كه حيات در قرآن بعنوان يك موضوع قابل توصيف و تعريف علمى تذكر داده نشده است . اگر چه ساير موضوعات عالم هستى هم در قرآن مورد تعريف و توصيف علمى واقع نشده ، ولى شناسايى و تعريف آنها را به خود انسان موكول نموده و با بيانات گوناگونى انسانها را بشناخت آنها تحريك كرده است . شايد اين سكوت معلول آن باشد كه معرفت انسانى در بارهء حيات كه از مجرد حركت و احساس شروع مىشود و به أنشأناه خلقا آخر عبور مىكند و داراى روحى مىشود كه من امر ربى است ، آن گاه از مراحل متوسط تكامل گذر كرده و -
بار ديگر از ملك پرّان شود آن چه آن در وهم نايد آن شود
در اين زندگانى به حد نهايى نخواهد رسيد . اما جنبه هاى مختلف حيات از ديدگاه قرآن : 1 - به طور مطلق حيات جاريهء طبيعى در اين دنيا را ناچيز و مرحلهء پست مىشمارد ، اين جنبهء حيات در 69 آيه مورد تذكر قرار گرفته و با تعبير الحياة الدنيا كه به معناى حيات ناچيز مىباشد ، وارد شده است .