تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥

مقدمه دوم - ريشهء برون ذاتى درك حيات واقعى كه پشت پردهء نمودهاى حيات و تكيه گاه آنها است

جهان برون ذاتى از دو نظر مىتواند پشت پردهء نمود حيات ، يا مراتب عالى حيات را كه فلسفه و هدفش غير از انگيزه و هدف هر يك از نمودهاى حيات طبيعى است ، اثبات كند :

نظر اول

- احساس وابستگى حيات به سلسلهء بسيار طولانى و گستردهء جهان هستى است ، به طورى كه با اندك توجهى ، انسان ارتباط حيات و شئون آن را بگذشته و آيندهء هستى در مىيابد . اين حقيقتى است كه تمام انديشمندان هشيار شرق و غرب ، چه ديروز و چه امروز به آن آگاهى داشته و با بيانات مختلفى آن را گوشزد كرده‌اند . جلال الدين مولوى مىگويد :
كاشكى هستى زبانى داشتى تا ز هستان پرده ها برداشتى هر چه گويى اى دم هستى از آن پردهء ديگر بر او بستى بدان
راسل غربى هم مىگويد : امروز يك فرد كه مىگويد : « الف » اين گفتن ناچيز دامنهء جريان و عبور كهكشانهايى است كه ميليونها سال پيش از اين فضا عبور كرده و به راه خود رفته‌اند . براى پيدا كردن انگيزه و هدف اين حيات ، مطرح كردن پديده هاى ظاهرى حيات شخصى ، شبيه به اين است كه براى به دست آوردن حقيقت و انگيزه و هدف مادهء كلى و حركت كلى جهان طبيعى ، رنگ سبز برگ يك درخت را در بهاران و زرد شدن و افتادن آن را به زمين در فصل خزان مطرح نماييم

نظر دوم

- عظمت خود آثار حيات است كه در تاريخ بشرى از انسانها بروز كرده است و ما در مباحث گذشته مقدارى به آن اشاره كرديم . عظمت حيات را از عظمت انسانهاى تاريخ مىتوان مشاهده كرد .