هدف حيات طبيعى در مكتب دين آماده شدن بورود در حيات حقيقى ابدى است كه از همين زندگانى شروع مىشود ، اما موضوع بهشت كه بعضىها گمان مىكنند بعنوان هدف حيات در اديان مطرح شده است ، مقصود چند عدد باغ و چند عدد سيب و انار و جويبار نيست . بلكه چنان كه در مجلدات گذشته توضيح دادهايم : بهشت انعكاسى از موجوديتى است كه انسان در اين زندگانى تحصيل كرده است ، از محقرترين لذايذ گرفته تا لقاء الله و رضوان إله و ايام إله و غوطه ور شدن در ابديت جلال و جمال الهى همه و همه درجات مختلف بهشت است .
سه مقدمه براى بررسى هدف زندگى از ديدگاه مذهب .
مقدمهء يكم - پس از وصول به هدف واقعيات عينى ، سؤال از هدف سايهء آن واقعيات غلط است
يك بار ديگر در اين سؤال دقت كنيم كه هدف و فلسفهء زندگى چيست ؟ ببينيم : موضوع سؤال ما چيست ؟ آيا ما از فلسفهء هر يك از قطعات و شئون حيات مىپرسيم ؟ به طور حتم چنين نيست .
بدون احتياج به درك حقيقت حيات و فلسفهء كلى آن ، تمام انسانهاى كرهء خاكى از اولين روز زندگى انسانها تا همين موقع ، هر كارى كه در زندگى انجام دادهاند ، انگيزه و هدف آن را در حال اعتدال مشاعر مغزى دريافتهاند ، مثلًا تشنه شدهاند ، آب خوردهاند ، فلسفه و هدف پيدا كردن آب و آشاميدن آن ، همان سيراب شدن بوده است كه خود آگاه يا ناخود آگاه به دست مىآورند . لباس مىپوشند ، هدفشان از لباس پوشيدن كاملًا روشن است . علم فرا مىگيرند ، قدرت به دست مىآورند . ازدواج مىكنند ، مسكن مىسازند . . . هر يك از اين كارها كه نقطهء معينى از حيات را اشغال مىكند تابع هدف بوده و هر كسى اجمالا يا تفصيلا به آن هدفها آگاه و بسوى آنها تحريك شده و به دست آورده است .