در مقابل كوه دشوارىها خورد مىشوند ، ولى ارادهاى كه با عقل واقع بين و روح انسانى همراه نباشد نيروى اهريمنى است .
لذا بايد تربيت نسل معاصر بر روى اين سه محور و بويژه روى محور تربيت ارادهء قوى متكى شود . بايد روح قهرمانان انسان دوست و واقع بين را در نسل معاصر رخنه داد . اين است محمل معنوى حركت به جلو » .
تحقيق اجمالى در بارهء هدفهاى مزبور در عبارات فوق
1 - ترك تمام لذايذ و تن در دادن به همه رياضتها و شكنجه ها براى وصول به نيروانا ( انسان اعلى ) كه در مكتب بودا ديده مىشود ، نمىتواند فلسفه و هدف زندگى بوده و بعنوان سعادت مطلق ايده آل انسانى بوده باشد . زيرا اگر چه انسان اعلى مخصوصا به ضميمهء ورود در پيشگاه الهى مىتواند بعنوان هدف زندگى مطرح شود ولى نه به آن طريقى است كه مرتاضان و جوكىها و بودايىها مىگويند ، زيرا اين گروه ها با طريقى كه در نظر گرفتهاند حيات و نتايج خود حيات را به كلى منفى مىسازند و جنبهء مثبت حيات و نيروهاى نهفته در آن و هم قافله و همراه بودن افراد نوع انسانى را با يكديگر ناديده مىگيرند ، در صورتى كه هدف زندگى يك فرد وابستگى به هدف زير بنايى و واقعى تمام انسانها دارد . توضيح بيشتر در بارهء اين مسئله در مباحث آينده مطرح خواهد گشت .
2 - مكتب لذت جويى و لذت پرستى مىگويد : هدف زندگى پرورش غرايز طبيعى و حد اكثر بهره بردارى از آنها براى تحصيل لذت و خوشى است . اين هدف را در بحث « نوع دوم زمينهء مثبت حيات » مطرح كردهايم مراجعه شود .
3 - ذهنيون مىگويند : سعادت مطلق كه مىتواند هدف زندگى بوده باشد ، تحصيل تعادل و آرامش روانى است .
اين هدف هم در مقابل جريانات طبيعت و نيروهاى درونى انسانى كه مانع از پيدا كردن نقطهء مركزى دايرهء زندگى است ، به شوخى نزديكتر است تا به يك امر