تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
در اين كه چگونه استخراج كنيم و چگونه بخوريم منحصر نمىداند ، كه براى آن فدا كاريها كند و از لذايذ شخصى خود دست بر دارد و اگر آدم شريف باشد ، ايده آل را بمقدمهء ايده آل فدا كند و بعبارت ديگر بايستى هدفى براى انسان پيش نهاد كنيم كه بتواند پاسخگوى همهء سؤالات او باشد و عمر محدود خود را به طور منطقى توجيه كند . اگر امروز به تمام نفوس روى زمين بگوييد : كه شما امروز به همهء بد بختىها و ناگواريها و فدا كارىها تن در دهيد ، تا در ساختن اجتماعى كه پس از يك يا دو قرن ديگر بوجود خواهد آمد سهيم باشيد ، اكثريت قريب به اتفاق اگر از موضوع اجتماع دو قرن بعد از اين براى خود موضوع قابل پرستش و ايده آل تجسيم نكند ، پاسخ شما را با خنده و تعجب خواهد داد كه من چه كنم ؟ فدا كارى من چه نتيجه‌اى به من مىبخشد و اگر مىگوييد : نظم و قانون طبيعت اين است كه نسلهاى گذشته همواره فداى نسلهاى آينده مىشوند ، بدون احتياج به هشيارى و اختيار خودشان ، بنا بر اين بوجود آوردن نسل نيرومند و غوطه ور در رفاه و آسايش يك ضرورت طبيعى است كه در جريان قوانين طبيعى بوجود خواهد آمد ، در نتيجه نمىتواند بعنوان هدف زندگى و ايده آل حيات مطرح شود و از انسان قربانى و فدا كارى مطالبه كند وانگهى سؤال « از كجا آمده‌ام و به كجا مىروم و براى چه آمده‌ام ؟ » احتياج به پاسخى دارد كه ما فوق خود زندگى در موقع تنفس در جهان هستى است . خلاصه اين مكتب در بيان وصول بيكى از دو عنصر هدف حيات يا مقدمهء اساسى زندگى سعادت آميز و طرق وصول به آن ، عالىترين مطالب را مطرح مىكند و اما عنصر دوم را كه عبارت از تصفيهء تكليف وجود انسان در جهان هستى است مطرح نمىكند . 6 - ارباب اديان هدف زندگى را اين طور تعيين مىكنند كه دو قلمرو و انسان و جهان با داشتن سيستم باز از نظر كمال و ايده آل ، بايستى هدف بىنهايت داشته باشند ، انسان هر ايده آلى را كه بعنوان هدف منظور بدارد ، پس از وصول به آن هدف ، بلكه با تجسيم واقعى آن هدف ، خود را بزرگتر از آن مىبيند و آن هدف به دست