« جبر « خود مىفروشند و ايجاد عالىترين تكنيك بر اساس منابع نيرومند انرژى و به پا داشتن جامعهء جهانى بىطبقه و بتدريج طى چند سدهء آينده ميسر است .
آرى زمان زيادى لازم است تا روحيهء جمعى و جهانى ( كلكتيف و انتر ناسيوليسم ) جانشين روحيهء فردى و ملى ( انديويد و آليستى و ناسيوناليستى ) كنونى كه محصول ده ها هزار سال تسلط مالكيت خصوصى و تفرقهء نوع انسانى است ، بشود و بدون اين تحول نيز بشر سعادتمندى را به معناى واقعى احساس نخواهد كرد ، زيرا روحيهء انفرادى و قومى سر چشمه اصلى تصادمات مخرب و موجد دائمى بسيارى رنجهاى زندگى فردى و جمعى است . در جهان فردا كه تناسب صحيحى بين شخصيت فردى انسان و قدرت اجتماعى او برقرار مىشود ، رنج بىسعادتى و حرمان جسما و روحا از بين مىرود .
3 - هدف زندگى كنونى ما آفرينش ، كار و پيكار براى به پا داشتن كاخ پيروزى و سعادت و عظمت انسانيت است . سعادت در عصر ما يعنى آفرينش ، و كار و پيكار ، زيرا شرايط سعادت عينى آدمى را تنها از راه كار و پيكار بايد گام بگام پديد آورد .
اكنون بسيارى از شرايط وجود ندارد . فقر ، بيمارى ، فقدان آزادى ، محروميتهاى جنسى ، رقابتها و منازعات خرد كننده بلاياى طبيعى ، مصايب اجتماعى و غيره و غيره ساغر حيات اكثريت مطلق عصر ما را از شرنگ بىسعادتى انباشته است جنبش عظيم سوسياليستى عصر ما كه در زير پرچم انديشه هاى - ل انجام مىگيرد ، يكى از قاطعترين ، پر فخرترين ، و والاترين نبردهاى آدمى در راه ايجاد سعادت همگانى است و تنها اين جنبش است كه مسئله تامين سعادت واقعى انسان را بدرستى طرح كرده و بدرستى حل مىكند . شركت و مبارزه در درون اين جنبش ، يك تسكين عظيم ، يك محتوى واقعى حياتى است .
4 - كسى به سعادت نبرد اجتماعى دست مىيابد كه داراى عقل واقع بين ، روح انسانى و ارادهء نيرومند انقلابى است ، بويژه ارادهء قوى نقش درجهء اول دارد ، زيرا عصر ما هنوز عصر مشكلات و موانع است ، براى آن كه خوب بكوشيم و نيكو برزميم ، بايد قوى الاراده باشيم . اشخاص ترسو ، بىپشتكار ، متزلزل ، مردد ، بد بين ، ناتوان
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 558
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٥٨