( ( 2274 ) ) هر كه را دامت درست است و معد
آن نثار دل بر آن كس مىرسد
( ( 2275 ) ) دامن تو آن نياز است و حضور
هين منه در دامن آن سنگ فجور
( ( 2276 ) ) تا ندرد دامنت آن سنگها
تا بدانى نقد را از رنگها
( ( 2277 ) ) سنگ پر كردى تو دامن از جهان
هم ز سنگ سيم و زر چون كودكان
( ( 2278 ) ) آن خيال سيم و زر چون زر نبود
دامن صدقت دريد و غم فزود
( ( 2279 ) ) كى نمايد كودكان را سنگ سنگ
تا نگيرد عقل دامنشان به جنگ
( ( 2280 ) ) پير عقل آمد نه آن موى چو شير
مو نمىگنجد در اين جا اى فقير
روايت
« اللَّهم إن فههت عن مسألتي أو عميت عن طلبتي فدلني على مصالحي و خذ بقلبي إلى مراشدي . » ( 1 ) ( پروردگارا ، اگر من از سؤال و دعا ببارگاهت ناتوان گردم ، يا در بارهء مطلوبم نابينا شوم : تو خود مرا به شايستگىهايم رهنمون باش و دلم را به مقامات عاليه رشد و وصول بواقعيات در اختيار خود بگير . )
( ( 2227 ) ) پا رهاند روبهان را در شكار
آن زدم دانند روباهان غرار
در گذر گاه حيات اول بينديشيد كه نيروى پيش رفت شما چيست و عاملش كدامست ؟
يكى از بزرگترين عوامل ركود يك فرد يا يك جامعه ، عدم توجه به نيرويى است كه مىتواند پيش رفت فرد يا جامعه را تضمين نمايد ، همچنين گاهى مىشود كه خود نيرو براى انسان مورد توجه است ، ولى طرز به كار بردن و به دست آوردن محصول از آن نيرو ، مورد هشيارى انسان قرار نمىگيرد .
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، ج 2 ر ص 248 .