تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
( ( 2274 ) ) هر كه را دامت درست است و معد آن نثار دل بر آن كس مىرسد ( ( 2275 ) ) دامن تو آن نياز است و حضور هين منه در دامن آن سنگ فجور ( ( 2276 ) ) تا ندرد دامنت آن سنگها تا بدانى نقد را از رنگها ( ( 2277 ) ) سنگ پر كردى تو دامن از جهان هم ز سنگ سيم و زر چون كودكان ( ( 2278 ) ) آن خيال سيم و زر چون زر نبود دامن صدقت دريد و غم فزود ( ( 2279 ) ) كى نمايد كودكان را سنگ سنگ تا نگيرد عقل دامنشان به جنگ ( ( 2280 ) ) پير عقل آمد نه آن موى چو شير مو نمىگنجد در اين جا اى فقير

روايت

« اللَّهم إن فههت عن مسألتي أو عميت عن طلبتي فدلني على مصالحي و خذ بقلبي إلى مراشدي . » ( 1 ) ( پروردگارا ، اگر من از سؤال و دعا ببارگاهت ناتوان گردم ، يا در بارهء مطلوبم نابينا شوم : تو خود مرا به شايستگىهايم رهنمون باش و دلم را به مقامات عاليه رشد و وصول بواقعيات در اختيار خود بگير . )

( ( 2227 ) ) پا رهاند روبهان را در شكار آن زدم دانند روباهان غرار

در گذر گاه حيات اول بينديشيد كه نيروى پيش رفت شما چيست و عاملش كدامست ؟

يكى از بزرگترين عوامل ركود يك فرد يا يك جامعه ، عدم توجه به نيرويى است كه مىتواند پيش رفت فرد يا جامعه را تضمين نمايد ، همچنين گاهى مىشود كه خود نيرو براى انسان مورد توجه است ، ولى طرز به كار بردن و به دست آوردن محصول از آن نيرو ، مورد هشيارى انسان قرار نمىگيرد .
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، ج 2 ر ص 248 .