صحنه ها و حوادث به حدى با حقيقت نزديكند و جزئيات به اندازهاى دقيق و چنان ترتيب شگفت آورى را نشان مىدهند كه بينندهء رويا هنرمندى چون پوشكين يا تورگنيف هم باشد در حال بيدارى نخواهد توانست چنان صحنه هايى را ايجاد نمايد . اين نوع رؤياها كه ناشى از ناخوشى هستند - مدتى طولانى به ياد مىمانند و به طرز موثرى بكالبد عليل شخص آسيب مىرسانند . ( 1 ) - دوست من ، طبيعت را بايد تربيت و تصحيح كرد ، در غير اين صورت انسان در عقايد باطل و خرافات باقى خواهد ماند ، اگر اين كار را نكنيم يك مرد بزرگ هم به وجود نخواهد آمد ، همه كس از وظيفه و وجدان سخن مىگويد من مخالف اين كلمات نيستم اما منظور من از اين كلمات چيست ؟ گوش كن يك پرسش ديگر دارم . ( 2 ) به عقيدهء او مهمترين دليل كشف جرم كمتر مربوط بعدم امكان پنهان ساختن جنايت بود تا به شخصيت تبه كار ، بيشتر اوقات جنايت كار در لحظهء انجام تبه كارى دچار ضعف اراده و قدرت مىشود ، از اين جهت گيجى بچه گانهاى از او سر زده و هنگامى كه توجه و احتياط بيش از هر وقت ديگر برايش لازم است سبك مغزى نشان مىدهد . راسكلينكوف اين فقدان قوه قياس و ضعف اراده را مربوط بكسالتى مىدانست كه كم كم ترقى كرده و اندكى پيش از ارتكاب تبه كارى به حد اعلاى خود رسيده و هنگام ارتكاب و پس از آن هم مدتى باقى مىماند ، ( طول اين مدت در اشخاص متفاوت است ) سپس مانند تمام ناخوشيهاى ديگر از بين مىرود . او مىخواست اين نكته را روشن كند كه آيا ناخوشى سبب تبه كارى است يا اين كه همراه جنايت كسالتى عارض مىشود ؟ اما جوان هنوز خود را قادر بحل اين مسئله نمىدانست . ( 3 )
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 46
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٦
هامش
( 1 ) جنايات و مكافات ص 47 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 55 .
( 3 ) همان مأخذ ، ص 59 . .