تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥

منتخباتى از كتاب جنايات و مكافات تاليف داستايوسكى

گاهى اتفاق مىافتد اشخاص ناشناسى را ملاقات مىكنيم كه در اولين نظر و بدون اين كه يك كلمه با آنها صحبت كرده باشيم به آنها علاقه مند مىشويم . ( 1 ) آه ، بله سونيا گاو شير ده آنهاست از او استفاده مىكنند . براى آنها اهميت ندارد عادت كرده‌اند . ابتدا كمى گريه كرده‌اند . و بعد عادت كرده‌اند . انسان بىغيرت است به همه چيز عادت مىكند . راسكلينكوف متفكر شد . اگر من دروغ مىگويم ، اگر انسان » بىغيرت و ترسو نيست بايد ترس و خرافاتى را كه مانع كار او است زير پا بگذارد . . . » ( 2 ) آيا از اين كه دختر خويش را فداى پسرش مىكند وجدان سرزنشش نمىنمايد ؟ » خوشبختى آيندهء ما تو هستى ، تو همه چيز ما هستى آه مادر . . . . ( 3 ) آه : در چنين موقعى ما حس اخلاقى را زير پا گذاشته آزادى و راحتى و وجدان و همه چيز خود را ببازار مىبريم . حاضر مىشويم نابود شويم ، به شرط آن كه موجوداتى كه براى ما گرامى هستند خوشبخت باشند بعلاوه از عقايد مذهبى ژزوئيتها راجع به مسائل وجدانى استمداد طلبيده ، با مهارت كامل از قيود وجدانى خود گريز زده خويشتن را قانع مىكنيم كه تصميمى كه گرفته‌ايم خوب است و چون مقصدى عالى داريم هر راهى را براى رسيدن به آن مقصد درست مىدانيم . ( 4 ) هنگام كسالت رؤياهاى انسان بر جستگى فوق العاده‌اى داشته و با حقيقت شباهت شگفت آورى دارند . گاهى تابلويى را انسان مىبيند دهشت آور است ، اما

هامش
( 1 ) جنايات و مكافات اثر داستايوسكى ترجمه آقاى لاله زارى ص 19 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 30 . .
( 3 ) .
( 4 ) 3 و 4 - همان مأخذ ، ص 39 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 45 | محمد تقي جعفري