تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
صبريلن حالوا پشر اى غورا سندن بسلسن اطلس اولى توت يپراقندن ( اى غوره ، با صبر و برد بارى مىتوان از تو حلواى شيرين به عمل آورد ، چنان كه اگر تحمل كنى و در پرورش كرم ابريشم شتابزده نباشى ، از برگ توت اطلس بوجود مىآيد ) . به اصطلاح بيت فوق : محروميت ما از صبر و شكيبايى اغلب به جاى وصول به حلواى شيرين و پرنيان ، با خود غورهء حوادث و برگ درخت رويدادها دل خوش و در زندگانى با شكست روبرو مىشويم . اين كه جلال الدين مىگويد : صبر سوى كشف هر سر رهبر است صبر تلخ آمد بر او شكر است اشاره به همين خاصيت سوم است كه متذكر شديم . با اين حال نبايد از حساسيت فوق العادهء اين پديده غفلت بورزيم ، زيرا در آن هنگام كه بردبارى ، ناخود آگاهانه يا به جهت زبونى در ما پيدا مىشود ، حقايقى را از ديدگاه ما بر كنار مىسازد و ما را در بيابان بىسر و ته خيالات تنها مىگذارد و در زير چرخهاى فولادين حوادث متلاشى مىسازد . خلاصه ، اگر اقدام و تحرك ، نيروى مثبت فعاليت منطقى روح است ، خوددارى و بردبارى نيروى منفى فعاليت منطقى روح را تشكيل مىدهد . اين دو نيرو اگر ناهماهنگ باشند ، روح آدمى را شبيه به آن كشتى مىكنند كه يا نيروى حركتش ناقص است و يا لنگر و ثقل مطلوبش مختل است و چنين كشتى هرگز از آسيب عوامل دريايى در امان نخواهد بود .

خاصيت چهارم

- شخصيت انسانى با تلقين لزوم تحمل در مقابل حوادث مخصوصا در مقابل ناراحتىها و ضربه هاى روانى ، نيروى بس عظيمى در خود بوجود مىآورد ، اين همان نيروى ذاتى خود جوش است كه در پيكار با نيروهاى برونى همواره پيروز بوده است . اين قدرت ، استقلال شخصيت فوق العاده با اهميتى را در دنبال خود مىآورد و قلمرو و ساخته شدنهاى اجبارى و ناخود آگاه را به قلمرو سازندگىهاى آزادانه و خود آگاه مبدل مىسازد . قهرمانان سازندهء تاريخ بشرى در هر وضع مخصوصى هم كه قرار داشتند در اين