تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
تصور شروع مىكند و از روى تصورات ديگر عبور مىكند و از آنها قضايا مىسازد و از نقطه‌اى از آن قضايا شروع به حركت مىكند و تا وصول به موضوع مطلوب شايد از صدها قضايا عبور كند . در صورتى كه نيروى بردبارى وقتى كه شروع به فعاليت مىكند ، گويى روان را در موقعيت فعلى خود متوقف ساخته ، مىخواهد حقايق و واقعيات را به سراغ او بياورد . اين توقف شبيه به توقف ماشين براى بنزين گيرى است كه در ظاهر امر ماشين مفروض حركتى نمىكند و مسيرى را طى نمىكند ، ولى ماشين بدون آن توقف نمىتواند حركت و جنبشى و طى مسافتى داشته باشد .

خاصيت دوم

صبر اين است كه اگر خود آگاهانه در روان انسانى پديد آيد مالكيت انسان را به شخصيت خود افزايش مىدهد ، زيرا در بردبارى خود آگاهانه روح عالىترين مقاومت را در مقابل هجوم انگيزه ها و عوامل ناخود آگاه طبيعى و انسانى نشان مىدهد . در اين مقاومت ، روح مثل اين كه فشار خود را بدوش خود وارد مىسازد ، اين فشار بدون اين كه شخصيت تحت سيطرهء انسان قرار بگيرد ، امكان پذير نخواهد بود .

خاصيت سوم

- صبر مىتواند شخصيت آدمى را آن اندازه به حوادث و مجهولات روشن بسازد كه از عهدهء رفتن خود شخصيت به سراغ همان رويدادها و مجهولات بر نمىآيد . اين يك مسئله قطعى است كه چه ما بخواهيم و چه ما نخواهيم نيروى تحريك حوادث طبيعى و انسانى دائما در فعاليت بوده و آنها را از هر طرف بسوى ما سرازير مىكند . گاهى شتابزدگى ما در بارهء وصول به نمودها پيش از آن كه نيروى تحريك آن نمودها به كار بيفتد و آنها را كاملًا در مجراى واقعى خود قرار بدهد ، ما را به دويدن به دنبال آنها وادار مىكند ، و ما جز صورتهاى ناقص و خام از آن نمودها را مورد مشاهده و بهره بردارى قرار نمىدهيم ، شاعرى در يك بيت تركى مىگويد :
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 400 | محمد تقي جعفري