تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤

توضيح

- دو آيهء آخر سورهء فوق يكى از با عظمتترين اصول انسانى را گوشزد مىكند و مىگويد : حق را بيك ديگر توصيه كنيد ، اما بدانيد كه روشن شدن و دريافت شدن حق هرگز مستلزم بهره بردارى از حق نيست ، بلكه صبر و برد بارى مىخواهد كه حق شناسى و حق يا بى در جوامع انسانى بارور شود . گروه ها و افراد فراوانى در جوامع بشرى به جهت ناآشنايى با اين اصل به خسارتها افتادند و كوششهايشان به هدر رفت و بلكه گاهى هم به انكار خود حق و حقيقت منجر شد . اينان فصول بارور شدن مزارع و درختان حق و حقيقت را تشخيص ندادند و گمان كردند كه اگر آنان عجله كنند ، غورهء نارس خود به خود و بدون گذشتن زمان و هماهنگى با عوامل مربوطه ، نه تنها انگور مىشود ، بلكه مبدل به شيرهء گوارا هم مىشود و در شيشه ها ريخته شده و در سفرهء آنان سر تسليم براى خورده شدن فرود مىآورد آنان ندانستند كه ناخود آگاه براى به دست آوردن يك حقيقت معين كه در گرو گذشت فصول گوناگون بوده و با فعاليت نيروهاى طبيعى و انسانى خواهد آمد از روى حقايق فراوانى جهند كه يا از حيث ارزشهاى نسبى از آن حقيقت مطلوب بالاتراند ، يا حد اقل موقعيت علل و مقدمات آن حقيقت را دارا مىباشند .

تفسير ابيات

لقمان حكيم از روى خلوص و صفا به حضور حضرت داود عليه السلام رفت ، ديد كه « داود » از آهن حلقه ها مىسازد و بيك ديگر وصل مىكند . مانند صنعت زره سازى ، او كم ديده بود و كار « داود » در حقيقت كم نظير مىنمود . لقمان در شگفتى فرو رفت وسواس و خيال در دلش پديد آمد . با خويشتن مىگفت : چه كار كنم ؟ آيا بپرسم كه اى داود چه مىكنى و اين حلقه هاى آهنين را چرا توى هم داخل مىكنى ؟ با خود گفت كه : بردبارى بهتر است ، اگر صبر كنم بمقصودم زودتر و بهتر مىرسم . اين يك حقيقت است كه اگر مجهولى را كه ديدى و عنان اختيار را از دست ندادى ، آن مجهول زودتر پرده را از روى خود بر مىدارد .