« قصه خواندن شيخ ضرير مصحف را در رو و بينا شدن در وقت قرائت »
( ( 1835 ) ) ديد در ايام يك شيخ فقير
مصحفى در خانهء پيرى ضرير
( ( 1836 ) ) پيش او مهمان شد او وقت تموز
هر دو زاهد جمع گشته چند روز
( ( 1837 ) ) گفت اين جا اى عجب مصحف چراست
چون كه نابيناست اين درويش راست
( ( 1838 ) ) اندرين انديشه تشويشش فزود
كه جز او را نيست اين جا باش و بود
( ( 1839 ) ) اوست تنها مصحفى آويخته
من نيم گستاخ يا آميخته
( ( 1840 ) ) تا بپرسم نى خمش صبرى كنم
تا به صبرى بر مرادى بر زنم
( ( 1841 ) ) صبر كرد و بود چندى در حرج
كشف شد كالصبر مفتاح الفرج
صبر گنج است اى برادر صبر كن
تا شفا يا بى تو زين رنج كهن
صبر سوى كشف هر سر رهبر است
صبر تلخ آمد بر او شكر است
صبر سوى كشف هر سو رهبر است
صبر تلخ آمد بر او شكر است
صبر و تحمل و شكيبايى پرده از روى اسرار نهانى بر مىدارد
موضوع شگفت انگيز صبر و شكيبايى فقط يك موضوع اخلاقى نيست كه دارندهء آن از يكى از اوصاف اخلاقى فقط ، بهره ور بوده باشد . اين پديدهء روانى چه مشكلاتى را كه در مقابل خود محو و نابود نمىسازد و چه موفقيتهاى شايانى را كه نصيب آدمى نمىكند .
ما به چند خاصيت اساسى صبر به طور اختصار اشاره مىكنيم :
خاصيت يكم
- در هيچ يك از نيروهاى محرك روانى نظيرى براى صبر و بردبارى ديده نمىشود ، زيرا تمام نيروهاى محرك روانى وقتى كه به كار مىافتند روح انسانى را به حركت در مىآورند و از نقطهاى به نقطهء ديگر منتقل مىسازند ، مثلًا نيروى انديشه از يك