گروه دوم - شايستگى شفاعت را از عدهاى تبه كار منفى مىسازد
مانند : « وَبُرِّزَتِ اَلْجَحِيمُ لِلْغاوِينَ . وَقِيلَ لَهُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ تَعْبُدُونَ . مِنْ دُونِ الله هَلْ يَنْصُرُونَكُمْ أَوْ يَنْتَصِرُونَ » 26 : 91 - 93 . . . « فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ » 26 : 100 . ( 1 ) ( دوزخ بر آن گمراهان نمودار شد و به آنان گفته شد : كجاست آن بتها كه در عوض خدا پرستيديد ، آيا امروز مىتوانند بشما يارى كنند ، يا خود آنها يارى مىشوند [ . . . آنان پس از اقرار به گمراهى با خويشتن خواهند گفت ] : امروز براى ما شفاعت كنندگانى وجود ندارد و آيهء 52 الاعراف - المدثر آيهء 48 - الانعام آيه 70 - السجدة آيهء 4 - غافر آيهء 18 - الروم آيهء 13 - البقرة 48 و 123 . تفسير همهء آيات اين گروه چنان كه در بعضى از احاديث هم آمده است ، به ترتيبى كه در مسئله يكم متذكر شديم و آن اين است كه انسان مورد شفاعت كسى است كه نيروى جهش انسانى خود را حفظ كرده است ولى اگر روح خود را در تبه كارى چنان شعله ور بسازد كه براى روز رستاخيز جز مشتى خاكستر نبرده باشد . باران شفاعت از روح سوخته و خاكستر شده ، گلى نمىتواند بروياند .
گروه سوم - آياتى است كه شايستگى شفاعت موجوداتى را كه مشركين آرزو مىكردند مورد نفى و انكار قرار مىدهد .
مانند : « وَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ مِنْ شُرَكائِهِمْ شُفَعاءُ وَكانُوا بِشُرَكائِهِمْ كافِرِينَ » 30 : 13 . ( 2 ) ( از شركايى كه در زندگانى به خدا اتخاذ كرده بودند شفاعت كنندهاى ندارند ، آنان به شركاء خود در روز رستاخيز كفر مىورزند ) [ يا آنان به وسيلهء همان شركاء كافر شده بودند ، چگونه آن شركاء مىتوانند به آنها شفاعت بورزند ] و الزمر آيهء 43 الانعام آيهء 94 - يونس آيهء 18 .